امام قلى خان والى به سبب آنكه والدهء مرتضى قلى خان قبل از آنكه به حبالهء محراب خان درآيد زوجهء دين محمد خان مشهور به يتيم خان والد امام قلى خان بود و مشاراليه را چند وقت معزّز داشته مرخّص ساخته بود و مشاراليه بعد از آنكه نقدى خان داخل مرو شده بود وارد گشته به قصد دريافت سعادت آستان بوسى روانهء مشهد مقدّس شده حقيقت خلاصى و ورود او به مشهد مقدّس معروض باريافتگان سرادقات جاه و جلال شده ، مجددا الكاى [ گ 109 ب ] مرو به او تفويض يافت و مقرر گرديد كه نقدى خان روانهء درگاه جهان پناه شود و مومى اليه حسب الفرمان قضا جريان روانى مرو گشته نقدى خان متوجه درگاه گرديد .
سانحهء ديگر
عبد العزيز خان ولد ندر محمد خان والى بلخ به مقتضاى عدم تجربه و غرورى كه لازم سنّ شباب است به خيال فاسد آنكه در مبدأ دولت خصما از هر طرف حركت نمودهاند مصدر امرى مىتواند شد ، با بيست هزار نفر بر سر قلعهء ماروچاق آمده ، قلعه را محصور نمود و از استماع آن خبر خلف بيگ سردار خراسان امراى عساكر آنجا را جمع نموده حقيقت معروض گردانيد و رستم بيگ ديوان بيگى و تفنگچى آقاسى و سپهسالار به موجب فرمان قضا جريان مقرّر شد كه با سپاه عراق و فارس و آذربايجان در حركت آمده به دفع شر ايشان قيام نمايد . رستم بيگ مزبور از دار السلطنهء اصفهان با جمعى از عساكر كه دربار اقبال بود روانهء خوار و سمنان گشته ارقام اشرف در اين باب به اسم امراى عظام و عساكر نصرت فرجام شرف صدور يافت و بعد از ورود الكاى خوار به تحريك داوود مردود و طهمورث والى كاخت ، چنانچه مرقوم مىگردد ، تهييج فتنه نموده ، تصّرف در گرجستان كارتيل نموده بود و خلف بيگ معروض داشته بود كه با جمعى از امرا و عساكر خراسان كه نزد او جمعيت دارند به نيروى اقبال بى زوال دفع غايلهء آن گروه مىتواند نمود و آمدن سپهسالار لازم نيست ، مقرر شد كه رستم بيگ سپهسالار روانهء آن حدود گردد و عبد العزيز خان بعد از ده شب و ده روز كه به محاصره قيام نموده بنابر جرأت و جلادت حسين قلى خان ولد حسن خان حاكم ماروچاق كه در ايام محاصره نموده