و اغورلو خان شاملو ايشيك آقاسى باشى [ گ 108 آ ] به اتفاق يوزباشيان و غلامان و قورچيان و تفنگچيان و اهل شهر استقبال نموده ، در حين دخول او به دار السلطنهء اصفهان مشاراليه را به منازل آقا رضاى دابلى كه به جهت سكناى او مقرّر شده نزول فرمايند و يك رأس اسب خانه زاد با زين و لجام طلا مصحوب امير آخورباشى جهت او فرستاده شده كه در حين دخول شهر سوار شود و بعد از استقرار و استحمام ، مجلس خلد مشاكل مشتمل بر اصناف ناز و نعم آراسته ، سلطان بلاغى را طلب فرمودند و بعد از عقد مجلس و آمدن مشاراليه نوّاب خاقان رضوان مكانى تشريف قدوم سعادت لزوم ارزانى فرموده ملاقات واقع شد و آن شاهزادهء والاجاه را از پاى بوس مانع شده دوستانه دريافتند و مسند پادشاهانه در قرب مسند شاهى گسترده جاى دادند و مبلغ دو هزار و پانصد تومان عراقى از وجوهات گيلان همه ساله جهت مدد خرج آن سلالهء دودمان گوركانى تعيين فرموده هر روز به انعامى كه پادشاهان را به پادشاهان بايد كرد نوازش مىفرمودند ؛ و در عرض ايام توقف اصفهان در اوقاتى كه متوجه سير و شكار مىگرديد مشاراليه شرف همركابى دريافته لذت ياب عيش و سرور مىبودند . و در همين اوقات سلطان بايسنقر ولد دانيال « 1 » پسرزادهء شاه سليم كه در جنگ از سلطان بلاغى فرار نموده به ماوراء النهر « 2 » رفته بود از راه قندهار احراز عتبه بوسى آستان سعادت توأمان نموده به دستور قرين اعزاز و اكرام گرديد و بنابر سوء مزاج دماغى كه داشت حركات ناشايست كرده ، رخصت زيارت بيت اللّه الحرام يافته ، روانه شد .
سانحهء ديگر
امر به بناى عمارت مرقد مطهّر و مضجع منوّر نجف اشرف است كه گنبد سابق درخور شأن آستان ملايك آشيان آن حضرت ندانسته امر فرمودند كه گنبدى كه عاشر قباب تسعهء افلاك باشد بنا نموده از رود عذب فرات نهرى جهت رفاه حال متوطنان آن بقعهء شريفه اجرا نمايند و ميرزا محمد تقى وزير مازندران بهشت نشان
هامش
( 1 ) . متن : وانشاه
( 2 ) . متن : ماور النهر