تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ضامن گرديدند و تكليف پياده رفتن به احدى نفرمودند و ملتزمان ركاب اشرف به نوبه مرافقت نموده هرگاه از پياده‌روى به ستوه مىآمدند سوار مىگرديدند ، اما [ از ] بندگان محمد زمان سلطان بايندرى تركمان مشهور به كاولى و مهتر سلمان ركابدار باشى [ گ 66 ب ] و ميرزا هدايت اللّه نجم ثانى اصفهانى [ و ملاجلال منجم يزدى ] « 1 » سوارى اختيار نكرده آن راه را پياده در عقب سر مبارك اشرف به پايان رسانيد [ ند ] و طنابى به دست گرفته هر دوازده هزار ذرع را يك فرسخ اعتبار كرده مىپيمودند و در عرض بيست و هشت روز آن مسافت را به پايان بردند . نظم
پياده رفت و شد تاريخ رفتن * ز اصفهان « 2 » پياده تا به مشهد
« 1009 »

ذكر تسخير ولايت بحرين

در اين سال اللّه ويردى خان حاكم الكاى فارس ، بحرين را كه به مصداق
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
« 3 » و
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« 4 » است ، به مقاليد اقبال بىزوال ابدى الاتصال مفتوح گردانيد . و هم در اين سال خطهء دلپذير لار به مساعى جميلهء آن خان كاردان به حيطهء تصرف اولياء دولت ابد توأمان درآمد و ابراهيم خان حاكم آنجا را در ييلاق بادغيس به نظر كيميا اثر رسانيده مقرر فرمودند كه نزد اللّه ويردى خان مهمان بوده باشد و خان در توقير و اكرام او نهايت اهتمام به تقديم مىرسانيد تا آنكه بنابر ضعف بنيه و عروض مرض در همان سفر به ديار عقبى انتقال نمود .

سوانح بارس ئيل مطابق احدى عشر و الف كه سال شانزدهم جلوس است

چون باقى خان بعد از استيلا به ولايت بلخ حرف بازخواست خون برادر خود گفته لاف‌هاى گزاف مىزد عرق حميت پادشاهانه در حركت آمده عزيمت رفتن
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 614 تكميل شد . ( 2 ) . متن : اصفهان ( 3 ) . قرآن كريم : سورهء 55 / 19 . ( 4 ) . قرآن كريم : 55 / 22