تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به صوب بلخ تصميم يافت و رايات نصرت آيات از مشهد مقدّس معلّى به جانب هرات در حركت آمده عليقلى خان و قرچقاى بيگ به تاخت چيچكتو و آن حدود مأمور گشتند و حسب الفرمان آن ديار را به آتش نهب و غارت سوخته در دار السلطنهء هرات به اردوى همايون « 1 » پيوستند ؛ و رايات فتح آيات بعد از ورود هرات از راه بادغيس به جمعيت تمام به حركت آمدند و امارت توپخانه و سركار توپچيان و تفنگچيان به قرچغاى بيگ عنايت شد و مقرر شد كه غلامانى كه همراه قرچقاى بيگ بودند به خدمات توپخانه اشتغال نمايند و امراى چرخچى كه دوازده هزار نفر بودند يك فرسخ پيش پيش موكب مسعود بوده هر روز يك نفر به قراولى قيام نمايند و قرچقاى بيگ و تبعه با هزار نفر تفنگچى مكمل و مسلح سواى ساير الناس كه از شمار بيرون بودند و بر ركاب نصرت انتساب [ گ 67 آ ] حاضر بودند ؛ و در اثناى راه قلعهء اندخود به نيروى عنايت الهى به تصرف درآمده ، محمد قلى بيگ ايشيك آقاسى باشى عربگرلو با يكصد و پنجاه تفنگچى به محافظت آنجا مأمور گرديد و باقى خان با جمعى كثير از آب آمويه عبور نمود . چون جرأت در جنگ رو به رو نداشت ، پشت بر قلعهء بلخ داده در پيش اردوى خود خندقى كنده توقف نمود . بعد از ورود موكب مسعود چون گرمى هوا و كثرت لشكر فيروزى اثر از حد احصا متجاوز بود ، به تدريج بيمارى در اردوى همايون « 2 » به هم رسيده به مثابه‌اى شايع شد كه ثلث عساكر نصرت مآثر پهلو بر بستر ناتوانى نهادند و بدين جهات نوّاب گيتى ستانى كه داناى امور بودند مصلحت در توقف ندانسته عنان نهضت به صوب خراسان معطوف ساختند كه اگر باقى خان جرأت نموده از ديوار بست و خندق بيرون آيد ، عطف عنان نموده به اتمام كارش پردازند و الّا در هنگامى كه وقت مقتضى تلاقى باشد اين شكسته را درست سازند و يك دو مرتبه در اثناى راه آن گروه مخذول ارادهء دست و پا نمودند . هر دفعه بنيان اصطبار ايشان به آتش فشانى تيغ جرأت غازيان درهم سوخته فرار « 3 » بر قرار اختيار نمودند . و بعد از ورود سپاه نصرت پناه به اندخود آن ملك را ويران ساخته رعاياى آنجا را نقل ممالك محروسه
هامش
( 1 ) . متن : هميون ( 2 ) . متن : هميون ( 3 ) . متن : بر فرار