تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
تسخير مرو را جزم فرموده ، روانهء آن صوب گشتند . چون او از بادهء غرور و پندار مست گشته بود ابواب قلعه را مانند درهاى سعادت بر روى خود بسته اظهار عصيان نمود و حسين خان [ گ 66 آ ] شاملو بيگلربيگى خراسان به اتفاق بكتش سلطان حاكم ماروچاق و قنبر خان شاملو حاكم غوريان و ابن حسين خان حاكم سرخس و ميران قبايل به محاصرهء مرو مأمور گشتند و مقرر گرديد كه بوداق خان حاكم مشهد مقدّس و ميرزا محمد سلطان بيات حاكم نيشابور به كومك حسين خان رفته حسين خان قاجار حاكم استرآباد را مأمور داشتند كه با بعضى امرا بر سر قلعهء نسا رود و ملازمان ركاب اقدس به تسخير ابيورد مقرر شدند و نور محمد خان در كمال خجالت از قلعه بيرون آمده به بندگى فايز شد و الكاى مزبور به تصرف اولياى دولت قاهره درآمد و نور محمد خان را با متعلقان به فارس فرستاده هر يوم مبلغ يك تومان مقررى جهت مدد معاش او تعيين شد و ايالت الكاى مرو به بكتش سلطان و حكومت نسا و ابيورد به ملكش سلطان تفويض يافت .

ذكر قضاياى بلخ و تسلط باقى خان بدان ديار

محمد ابراهيم خان بعد از استقلال در سلطنت آن ديار بنابر افساد مفسدان ، خداى نظر بى را به قتل آورده اين معنى فى الجمله موجب وهن حال او گرديد ؛ و هم در آن اوان بدرود جهان گذران نمود . و باقى خان را داعيهء تصرف آن ملك قوى شده ، ولى محمد سلطان برادر خود را منقلاى لشكر نموده به قصد تسخير آنجا روانه گرديد و بالاخره بر آن ملك غالب گشته ضميمهء ساير ولايات او شد و يار محمد ميرزا و شيرافكن ميرزا و عرب محمد اتاليق به سعادت آستان‌بوسى فايز گشتند .

سوانح اودئيل سنهء عشر و الف سال پانزدهم جلوس

در اين سال نوّاب گيتى ستانى فردوس مكانى به اعطاى مولود مسعودى از درگاه عنايت الهى اختصاص [ يافت ] آن مولود مسعود مسمّى به اسمعيل ميرزا شد . و هم در اين سال بنابر حسن اعتقاد آن خسرو حق شناس وفا به اداى نذرى كه فرموده بودند نمودند و از دار السلطنهء اصفهان پياده روانهء زيارت مرقد مطهر امام ثامن