سكندرشان به هم رسيده بود ، مردم استرآباد سر به شورش برآورده ، آن ملك در ميان سياهپوشان و تركمانان انقسام يافته به طريق ملوك طوايف به سر مىبردند . و در اين وقت ارادهء و الا تعلق به آن گرفته آغرق را از راه عراق روانه فرموده با خلاصهء ملازمان روى توجه بدان صوب آوردند و محمد قلى بيگ امير آخورباشى جغتاى را - كه از مقربان بساط عزت بود - نزد غازى خان مير اوخلو فرستاده ، احكام استمالت به اسم طايفهء تركمان صدور يافت و جماعت تركمان از ورود موكب مسعود متزلزل « 1 » گشته ، به طرف اترك حركت نمودند و جمعى از اجامرهء آن طايفه بىمحابا بر سر محمد قلى بيگ آمده از طرفين مهم به مقاتله انجاميده ، محمد قلى بيگ زخم منكر يافته مقتول گشت . بعد از ورود اين خبر ، نوّاب گيتى ستانى بر سبيل ايلغار متوجه دفع آن گروه شد . در حوالى اترك به كوچ قبايل اوخلو رسيده آن گروه را عرضهء تيغ ياسا گردانيدند و غازيان با معدودى راه دشت قبچاق پيش گرفت و رايات نصرت آيات در كنار گورگان نزول نموده به تعمير قلعهء مبارك آباد « 2 » فرمان داد و آن حصار در دوازده روز اتمام يافت . و هم در اين ايام جمعى از مردم استرآباد كه در ايام « 3 » سياهپوشى متوجه عرض ناموس عباد اللّه مىشدند به سزاى خود رسانيدند .
ذكر به دست آمدن الوند ديو
در اين سال به وسيلهء شفاعت مرحوم زينب بيگم رقم عفو بر زلات الوند كشيده ، مقرر فرمودند كه با تبعه و لحقه روانهء فارس شده در آن حدود به سر برد و رايات نصرت آيات از راه دامن كوه دماوند كه در نهايت صعوبت است روانهء [ گ 65 آ ] بلدهء دماوند شده از آنجا متوجه دار السلطنهء قزوين و از قزوين روانهء اصفهان گشت .
وقايع تنگوزئيل سنهء ثمان و الف سال سيزدهم جلوس
در اين سال به قصد زيارت مشهد مقدّس و استعلام حال ماوراء النهر « 4 » متوجه
هامش
( 1 ) . متن : متزلل
( 2 ) . متن : آبا
( 3 ) . متن : ماورا النهر
( 4 ) . متن : ماور النهر