وقايع متنوعه
بعد از قضيهء قتل ، لشته نشا به اغورلو سلطان شفقت شد و حكومت بيه پيش به فرهاد خان مفوّض گرديد و الكاى شيراز به اللّه ويردى خان قوللر آقاسى شفقت شد و مقرر گشت كه هرساله سيصد نفر از غلامان خاصهء « 1 » شريفه به فارس برده ، به خدمات مقرر دارد كه از آن منتفع شده سرانجام اسباب خود نمايند .
و قلعهء سعد وقاص را در اين سال مردم لر از روميان انتزاع نموده خراب كردند و فرستادهء مير قل بابا جهت استدعاى رخصت ماوراء النهر « 2 » كه روانهء بيت اللّه شوند ، احراز خدمت نمود ؛ اسلام بيگ يوزباشى شاملو از طرف قرين الشّرف [ به ] رسالت مخصوص شد و ملاشانى تكلّو را در اين سال به زر كشيده وجه مزبور به انعام او مقرر گرديد . و نوّاب سكندرشان در اين سال به جوار رحمت منان پيوست .
سوانح سال پيچى ئيل سنهء خمس و الف كه سال دهم جلوس است
نوّاب گيتى ستان در اين سال از راه كهدم متوجه گيلان شده در على آباد فومن سير شكار زنگل فرموده از آنجا متوجه زيارت اردبيل گشته به مقرّ سلطنت مراجعت فرمودند .
تسخير مازندران بهشت نشان
فرهاد خان با سپاه نصرت توأمان به قصد تسخير مازندران روانهء آن صوب گشته ايالت آن ملك دلپذير به مشاراليه [ گ 59 ب ] عنايت شد . مردم آن ولايت خصوصا سيد مظفّر از آمدن نزد خان امتناع نموده سالك طريق وحشت مىبود ، بالاخره به ميانجى ايلى چيان چرب زبان نزد خان آمده خان او را اعزاز نموده از رفتن مانع شد و به درگاه جهان پناه آورد و نوّاب گيتى ستان با او تلطّفات نموده به رفاقت فرهاد خان روانهء مازندران فرمودند و بعد از ورود مازندران بهشت نشان ، ملازمان ملك بهمن قلعهء آمل را استحكام داده در صدد ممانعت درآمدند . و در اين اثنا سيد مظفّر از نزد فرهاد خان فرار نموده روانهء سارى كه در تصرف او بود شد . فرهاد خان از وقوع اين
هامش
( 1 ) . متن : خواصه
( 2 ) . متن : ماور النهر