خراسان گرديد ، حاجى محمد خان والى خوارزم و عرب محمد ولد و بابا خان برادرزادهء او از خدمت اشرف مرخص شده روانهء خوارزم گرديدند و گماشتگان عبد اللّه خان محالّ را خالى كرده ايشان را فى الجمله تمكّنى در الكاى خوارزم به هم رسيد ؛ و عبد اللّه خان بعد از اصغاى اين خبر لشكرى جرار به قصد استرداد آن فرستاد . حاجى محمد خان بعد از ارتكاب مقاتله ، مغلوب گشته به اتفاق عرب محمد سلطان از راه استرآباد روانهء قزوين گرديد ، دريافت شرف بندگى نموده به عنايت شاهانه اختصاص يافت و بابا خان برادرزادهاش در قلعه متحصّن شده بعد از چند وقت بنابر غدر اهل شهر كه ميل به جانب عبد اللّه خان نمودند از قلعه بيرون آمده در اثناى محاربه مقتول گرديد و الكاى خوارزم مجددا به تصرف عبد اللّه خان استقرار يافت .
ذكر منازعهء مهدى قلى خان و طايفهء افشار و سيد مبارك و روانه شدن اللّه ويردى خان بدان حدود
در اين سال جمعى از مفسدان افشار خصوصا طايفهء ارشلو با امير خان حاكم افشار ياغى شده ابو الفتح بيگ نوادهء خليل خان را به ايالت نصب نمودند .
مهدى قلى خان حاكم شوشتر بنابر قرب جوار ، به قصد دفع ايشان متوجه شد و مهم به محاربه انجاميده با وجود قلّت سپاه با جماعت افشار غالب آمد و ايشان نزد سيد مبارك خان عرب رفته او را بر محاربهء مهدى قلى خان ترغيب نمودند . و در حينى كه مهدى قلى خان از رامهرمز به جانب شوشتر معاودت نموده بود و اعراب سر راه به او گرفتند و مهدى قلى خان با سپاه خود صرفه در جنگ صحرا نديده در حصارى محصور گرديد و بالاخره به اصلاح مصلحان ، سيد مبارك به حويزه مراجعت نموده مهدى قلى خان سالما غانما روانهء شوشتر شد و نوّاب گيتى ستانى را از حركات جماعت افشار نايرهء غضب اشتعال يافته حكومت كوه گيلويه را نيز به اللّه ويردى خان تفويض فرموده ، مشاراليه را به تأديب جماعت افشار نامزد فرموده ، اللّه ويردى خان روانهء آن حدود شد [ و ] متمردان آنجا [ را ] به تيغ انتقام [ گ 60 ب ] گذرانيد ، به حسن تدبير آن ولايت را منتظم گردانيده حقيقت عرضه داشت پايهء