شرح لشكر فرستادن به خوزستان و عربستان
حاتم بيگ اعتماد الدوله و فرهاد خان را در اين سال جهت تنظيم مهام خوزستان و عربستان با سپاه فراوان روانه نمودند و ايشان از راه لرستان روانه شده به خرمآباد رسيدند و شاهويردى خان از افعال خود نادم گشته از در ندامت درآمده ، حسب الاستدعاى حاتم بيگ و فرهاد خان الكاى لرستان به او شفقت شد و قلعهء خرمآباد را خالى كرده به او تسليم نمودند و روانهء خوزستان گرديدند . سيد مبارك خان اظهار بندگى نموده در باب رفتن بر سر شوشتر ، بد سلوكى مراد بيگ جلودار را وسيلهء اين حركت نمود و مشار اليهما با سيد مبارك خان ملاقات نموده او را به الطاف شاهانه اميدوار ساختند و مشاراليه ملتزم بندگى گشته از آنجا روانهء كوه گيلويه شدند و حسن خان حاكم آنجا را معزول و محبوس ساخته ، حكومت آنجا به امير خان افشار حاكم كازرون و حكومت كازرون به اسمعيل قلى خان آلپلو تفويض يافته و ده هزار تومان جريمه از الوار بختيارى و رعاياى « 1 » جانكى و بندانى و ممسنى بازيافت كرده تنخواه مواجب قورچيان نمودند و از آنجا به شيراز رفته تمشيت امور آنجا نيز نموده روانهء پايهء سرير خلافت مصير گشتند .
وقايع متنوعه
در روزى كه حاتم بيگ و فرهاد خان داخل قزوين مىشدند و مردم به استقبال مأمور بودند ، ملك جهانگير ولد ملك سلطان محمد كجور كه در سلك مجلسيان بساط قرب و حضور انتظام داشت فرار نمود و ايلچيان اروس به پايهء سرير خلافت مصير آمدند .
در اين سال سلطان مراد بن سلطان سليم بن سلطان سليمان خواندگار ، سالك سفر ناگزير گرديد . ايام سلطنت او بيست و يك سال بود . از او بيست نفر پسر و چند دختر مانده بود .
سلطان محمد ولد اكبر خواندگار شده همه از اولاد ذكور را در همان روز رفيق راه
هامش
( 1 ) . متن : ورعام