قلعهء پاى حصار به سعى او مفتوح شده به قلعهء اوغد « 1 » فرار نمود و ارادهء و الا بر آن متعلق بود كه استرآباد را از ايادى متغلّبهء سياهپوش انتزاع نموده تصفيهء آن ملك نمايد كه در اين اثنا خبر مراجعت عبد المؤمن خان به جانب سبزوار به مسامع جاه و جلال رسيد و حكومت گرايلى را نصف به منصور خان و نصف به توكل خان شفقت نمود . رايات اقبال به قصد تنبيه عبد المؤمن خان در حركت آمد . و قبل از نهضت كوكب مسعود بدان حدود ، عبد المؤمن على الغفله بر شهر سبزوار مسلط شده قتل عام نموده ، ميرزا محمد سلطان حاكم آنجا به ارگ متحصن شده بود و بعد از رسيدن خبر نهضت همايون ، عبد المؤمن خان راه فرار پيموده ، موكب مسعود به ظاهر سبزوار نزول نمود و حكومت آنجا را به بوداق سلطان قاجار تفويض فرموده [ گ 59 آ ] به مقرّ سلطنت مراجعت نمودند .
به ايلچيگرى رفتن ذو الفقار خان
در اين سال ذو الفقار خان با موازى سيصد نفر از ملازمان خود در كمال زيب و زينت و آراستگى روانهء روم شده كمال اعزاز و اكرام يافت و در سال ديگر مرخص گشته مراجعت نمود .
فتنهء حمزهء گيلانى و كشته شدن او
حمزه نامى از قبيلهء چپك از گيلان بيهپيش سر به شورش برآورده ، در حينى كه درويش محمد خان حاكم آنجا به قصد تنبيه ملك جهانگير ملك كجور كه به حوالى تنكابن آمده روانه شده بود ، به لاهيجان آمد و اموال آنجا را عرصهء نهب و غارت نموده ، خسرو و [ بيگ ] « 2 » چهار يار داروغهء رشت و اغورلو سلطان چپنى حاكم فومن به قصد استقبال او روانهء لاهيجان شده ، قبل از مراجعت درويش محمد خان كفايت امر او نموده سر آن شرير را به درگاه جهان پناه فرستادند و حكم شد كه لشته نشا را قتل عام نمايند .
هامش
( 1 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 510 « روغد » آمده است .
( 2 ) . از روى عالمآرا عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 514 تكميل شد .