والد گردانيد .
وقايع لوىئيل مطابق اربع و الف هجرى كه سال نهم جلوس است
در اين سال فرهاد خان را به دفع شرّ اوزبكيه كه در خراسان لواى استقلال افراشته بعضى اوقات مضرّت ايشان به الكاى عراق نيز مىرسيد ، نامزد فرمود و ولايت [ گ 58 ب ] خوار و سمنان و دامغان و فيروزكوه و بيارجمند و هزار جريب علاوهء الكاى او شد و فرخ خان برادر مرتضى قلى خان پرناك كه در دفع اوزبكيه مأمور بود ، تقصير نموده بود ، معزول گرديد و ايلچيان اروس را مرخص ساخته ، پاكيزه امام قلى به ايلچى گرى آنجا مأمور گشت و چون به عرض رسيد كه عبد المؤمن خان ، قلعهء اسفراين را كه به ميرزا محمد سلطان بيات و جماعت بيات متعلق است محاصره نموده رايات نصرت آيات به صوب خراسان در حركت آمد ؛ و روزى كه چمن بسطام مضرب سرادقات عزّت شد ، نامه به عبد المؤمن خان مشتمل بر ورود موكب مسعود به ارادهء قتال در قلم آورده مصحوب قطب الدين آقاى چكنى روانه فرموده به محمد سلطان بيات اعلام شد كه قلعه را تا هفت روز نگهدارى نمايد كه رايات منصور در موعد مسطور وارد آنجا خواهد شد .
قطب الدين آقا را بنابر آنكه مكتوب را از جانب نوّاب گيتى ستانى نياورده ، بلكه فرهاد خان به تزوير نوشته مقتول ساختند و سيصد كس به جهت تحقيق اخبار و زبان گيرى فرستاده ، اوزبكان به منقلاى سپاه نصرت برخورد و اكثر مقتول و گرفتار گرديده و بعضى كه راه فرار پيمودند ، آنها اين اخبار به عبد المؤمن خان نمودند ؛ و او را تاب محاصره نمانده كوچ نمود ، از راه رادكان روانهء مشهد شد ؛ و نوّاب همايون نسق قلعه اسفراين نمود . چون على خان گرايلى « 1 » سر از ربقهء اطاعت كشيده بود ، متوجه تأديب او گشتند و حاجى محمد خان را حسب الاستدعاى او رخصت رفتن خوارزم داده ، حسين خان را با طايفهء شاملو به تسخير قلعهء على خان فرستادند و
هامش
( 1 ) . متن : رايكى