تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
سفاهت ، مرو را به تصرف او داد و عبد اللّه خان كه به حصول مطلب خود فائز گشت آمدن رايات نصرت آيات را به خراسان عايق آن امر شمرده ، انجاح آن مطلب را به سال ديگر حواله نمود و از مرو به صوب ماوراء النهر « 1 » بازگشت . و در اين وقت نور محمد خان از عبد المؤمن خان استشمام غدر نموده به ابيورد فرار نمود و عبد المؤمن خان به خراسان آمده فيما بين مشاراليه و نوّاب گيتى ستانى مراسلات واقع شده ، قرار بر آن يافته بود كه قطع نزاع طرفين را حاكم و قاضى ، سيف ماضى نمايد و رايات نصرت مآثر بنابر ايفاء عهد ، در حركت آمده ، عبد المؤمن خان تاب توقف نياورده روانهء بلخ شد و حكام اوزبك كه در مزينان و سبزوار و اسفراين و نيشابور و سمنان و خوار و ساير محال قريبه كه آنجا بودند ، تاب « 2 » توقف نياورده فرار بر قرار اختيار نموده و حكومت نيشابور به درويش محمد خان روملو تفويض يافته ، ميرفتاح مين‌باشى تفنگچيان اصفهانى با سيصد نفر به محافظت آنجا مأمور شده ، الكاى اسفراين به محمد سلطان شفقت شد و سبزوار به محمد مؤمن سلطان مفوّض گرديد و رايات منصور تا سلطان ميدانى كه در حوالى مشهد است رفته بنابر بعضى مصلحت‌ها محاصرهء مشهد را در عقدهء [ ك 52 ب ] تعويق گذاشته به عراق مراجعت نمود . و بعد از مراجعت مير عباس و طالشه كولى و بعضى از امراى گيلان را كه در ركاب نصرت انتساب بودند . مرخص فرموده روانهء گيلان نمودند و اميرالامرايى آذربايجان و كوليت آستانهء صفيهء « 3 » صفويه به فرهاد خان عنايت شد و حاتم بيگ اعتماد الدوله و اللّه قلى بيگ قورچى باشى را مقرر فرمودند كه در قزوين توقف نموده مواجب و انعام جمعى را كه از سفر خراسان تخلف كرده باشند مسترد نموده به انعام جمعى كه حاضر شده باشند رسانند و خود با جمعى از ندما و مقربان روانهء اصفهان گرديد .

شرح محاربهء جماعت افشار و اوزبكيه

در حين توجه رايات نصرت آيات به خراسان ، فرمان و الا صادر شده بود كه ولى
هامش
( 1 ) . متن : ماور النهر ( 2 ) . اصل : باب ( 3 ) . متن : صفويه