تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مراجعت نمايد و عبد المؤمن خان اسفراين را محاصره نموده بعد از امتداد زمان محاصره مفتوح ساخته و بعد از آن سبزوار و مزينان و سمنان و بعضى محال را مسخر گردانيد و مراجعت نمود . و چون به علت فقدان آذوقه رفتن خراسان متعذر بود ، نوّاب گيتى ستانى در اين سال متوجه صفاهان شده از آنجا به يزد تشريف برده به اصفهان بازگشتند و آخر زمستان به دار السلطنهء قزوين نهضت و نزول فرمودند .

سوانح لوى ئيل سنهء احدى و الف هجرى سال ششم جلوس

نوّاب گيتى ستانى را داعيهء زيارت آستانهء صفيهء صفويه از خاطر سر برزده روانهء دار الارشاد اردبيل شدند و چون شاهوردى خان ولد خليفه انصار كه حاكم قراچه داغ بود پسر خود را نزد جعفر پاشا فرستاده [ گ 51 ب ] اطاعت نموده بود ، اللّه ويردى خان را با فوجى بر سر او فرستادند و شاهويردى تاب مقاومت نياورده فرار بر قرار اختيار نمود و آن محال به حكومت ساير بندگان اختصاص يافت .

ذكر فتح الكاى گيلان

چون خان احمد خان والى بيه پس با وجود شرف مصاهرت اين خاندان رفيع الشان در مقام غدر بود كس نزد خواندگار فرستاده استدعا نموده بود كه جمعى را از شروان به كشتى به گيلان فرستد كه الكا را تسليم نمايد و بعد از آن خود روانهء قزوين شده در آن ملك تصرف نمايد ، بنابراين معنى موجب التهاب نايرهء غضب پادشاهانه گشته مقرر داشتند كه فرهاد خان و ذو الفقار خان با سپاه آذربايجان و طوالش از راه آغاج بر سر او نهضت نمايند و حكم اشرف به اسم اميره سياوش حاكم گسكر و على خان حاكم گيلان بيه پس صادر شد كه به معسكر فرهاد خان ملحق شده رفاقت او نمايند و موكب مسعود روانهء قزوين شده مقرر فرمودند كه جمشيد بيگ غلام به اتفاق جمعى از راه ديلمان روانه شود و فرهاد خان بعد از آنكه از آستارا و طوالش عبور نموده به گسكر نزديك شده اميره « 1 » سياوش و على خان به او ملحق گرديدند و خان احمد ، اميرعباس لشته نشايى را با بيست هزار نفر به مدافعه
هامش
( 1 ) . متن : امير