خان و اسمعيل قلى خان امراى كرمان از راه يزد و طبس به معسكر اقبال آيند و قبل از نهضت ايشان مصطفى سلطان حاكم تون و طبس كه اوزبكيه او را از آن ملك بيرون كرده بودند ، به قصد استرداد طبس با ملازمان خود روانهء آن حدود شد و شهربند تون را از اوزبكيه مستخلص گردانيد . قورت ميرزا « 1 » حاكم آنجا در ارك محصور شده از ميرقل بابا و دين محمد ميرزا استمداد نموده ، ايشان يكهزار نفر به سركردگى چولى بهادر به كومك فرستاده بودند و مصطفى سلطان به محاربهء ايشان بيرون رفته ، از ملاحظهء كثرت ايشان خود را به حصارى رسانيده ، محصور گشته به مدافعه مشغول شده بود . در اين اثنا امراى افشار رسيده اوزبكيه را مغلوب ساخته جان « 2 » محمد ديوان بيگى را به دست آورده بودند و چون بعد از وقوع اين امر مراجعت سپاه منصور به عراق تحقق يافته بود ، اسيران را در اصفهان به نظر كيميا اثر رسانيدند و در حينى كه رايات جاه و جلال در خراسان نزول اجلال داشت ، على قلى خان استاجلو حاكم قاين با وجود بيمارى در محفّه نشسته اراده داشت كه به پاى بوس اشرف برسد و سلطان على خليفه با جمعى از شاملويان كه در آن حدود بر او جمعيت نموده بودند در اثناى راه با عليقلى خان مقاتله نموده بود ، عليقلى خان به زخم تفنگ فوت شده ، سلطان على خليفه قاين را به تصرف درآورد . و بعد از وقوع اين امر دين محمد خان مشهور به يتيم خان لشكر بر سر او كشيده ، بعد از وقوع محاربه سلطان على خليفه شكست خورده [ گ 53 آ ] در موضع متحصن شد . و در اين اثنا خبر شكست چولى بهادر و قورت ميرزا به او رسيده از پاى حصار برخاسته سلطان على خليفه به جانب قاين رفت .
وقايع متنوعه
در اين سال شاهويردى سلطان ولد خليفه انصار به شرحى كه سبق ذكر يافت سالك عصيان شده بود ، در ثانى الحال به دربار معلّى آمده در ركاب نصرت انتساب
هامش
( 1 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 455 « قوزى ميرزا » ذكر شده است .
( 2 ) . متن : خان