رفته مأمور گشت و خان احمد خان ايشان را مصحوب مشاراليه روانهء درگاه جهان پناه ساخته به سياست رسيدند و امير الامرايى كل قلمرو [ عليشكر سدحد بغداد ] به محمد باقر ميرزا مفوّض شد و اغورلو سلطان بيات به وكالت او منصوب شد و محبوسان روم را كه در قهقهه بودند اطلاق فرموده روانه ساختند و محبوسان قزلباش نيز از روم آزادى يافته وارد گشتند . مهدى قلى خان كه از آن جمله بوده به منصب موروث ايشيك آقاسى باشيگرى سرافرازى يافت و دولت يار خان سپاه منصور كه از بادهء خودسرى [ گ 51 آ ] مست گشته قلعه را تعمير نموده سر به ربقهء اطاعت در نمىآورد ، بعد از ورود موكب مسعود بدان حدود از قلعه بيرون آمده ، به نار غضب شاهنشاهى حريق گرديد و امير حمزه خان طالش نيز كه قلعهء سندان « 1 » را استحكام داده اطاعت نمىنمود و ذو الفقار « 2 » خان و امراى اردبيل و شيخاوندان و قراحسن به دفع او مأمور بودند ، از محافظت قلعه عاجز آمده آن بناى متين را به صلح تسليم نموده با اهل و عيال روانهء سبزوار شده و از آنجا به زيارت عتبات عاليات رفته ، بعد از زيارت عتبات به شروان مراجعت نموده ، در آن حدود به سر مىبرد تا آنكه به دست يكى از صوفيان عقيدت كيش به قتل آمد و حسن خان چاوشلو و بسطام آقا به اتفاق خضر پاشا حاكم نخجوان روانه شده تعيين سنور و سرحد نمودند .
فرهاد خان در اين سال با امرا و عساكر روانهء خراسان شد ، حاجى محمد خان والى اورگنج كه به مقتضاى وعده به حدود ابيورد و نسا آمده و حسب التكليف فرهاد خان به بسطام آمده با يكديگر ملاقات نمودند و حاجى محمد خان روانهء الكاى خود شد ، فرهاد خان روانهء نيشابور شد . و چون خبر آمدن عبد المؤمن خان به خراسان شايع گشت و مقرر چنين بود كه اگر عبد اللّه خان و عبد المؤمن خان بنفسه به خراسان آيند ، مشاراليه مرتكب حرب نشده به بسطام و از آنجا به قزوين
هامش
( 1 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ، ج 2 ص 689 شدان ذكر شده است و در يكى از نسخه بدلهاى اين تصحيح ( نسخه دكتر مهدوى ) شندان ذكر شده است .
( 2 ) . متن : ذو القدر خان ؛ بر اساس عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ، ج 2 ص 689 تصحيح شد .