به سر مىبرد و شاهقلى سلطان تركمان و نادر خان افشار به ياسا رسيدند و الكاى كرمان و فارس كه به علت تقصير از افشار و ذو القدر تغيير يافته ، كرمان به حسن خان و شيراز به حسين خان قاجار داده شده بود ، به دستور به ايشان شفقت شده رسد كرمان « 1 » در وجه حكام مجدد برقرار گشت و مبلغى نيز به صيغهء پيشكش از ايشان بازيافت شد . و هم در اين سال مرض طاعون در قزوين شايعه شده بود جمعى كثير سالك راه عدم گشتند و امير سيد حسين الحسينى [ كركى عاملى ] « 2 » كه از جملهء فضلاى مشاهير بود ، در اين قضيه فوت شد .
وقايع ئيلان ئيل سنهء اثنى و الف كه سال هفتم جلوس است
در اين سال قرار جمع بيهپيش به عهدهء حاتم بيگ شده به امر مزبور قيام نمود و على خان حاكم بيهپس كه آن ملك را به تغلّب تصرف نموده بود و اميره سياوش حاكم كسگر مؤاخذ « 3 » گشته بيهپس به امير شاه ملك ، خويش على خان شفقت شد و بعضى از مردم بيه پس در سلك ملازمان انتظام يافتند و داروغگان جهت رشت و فومن تعيين شد و مردم گيلان سالك طريق عصيان شده ، داروغهء فومن را مقتول ساخته ، داروغهء رشت را بيرون كردند و ابو سعيد لشته نشايى نيز در اين وقت سالك طريق طغيان گشته ميرعباس ، سپهسالار بيهپيش را مقتول ساخته با امير « 4 » شاه ملك اتفاق نمود و احمد بيگ داروغهء لاهيجان نيز بنابر سوء باطن طالشه كولى و اتفاق او با مخالفين راه ديلمان در پيش گرفت و طالشه كولى به اتفاق متمردين به لاهيجان آمده در منازل خان احمد نزول نموده ، كس به طلب خان احمد به شروان فرستاده و حقيقت اين امور به سمع اشرف رسيده ، حسب الاستدعاى فرهاد خان ، على خان را اطلاق فرموده به اتفاق فرهاد خان از راه كهدم و اللّه قلى بيگ قورچى باشى را از راه ديلمان روانه فرمودند و حكومت و امير الامرايى [ گ 53 ب ] بيهپيش به فرهاد خان مفوّض گرديده به خطاب فرزندى سرافراز شد و هريك از راهى كه مقرر بود روانه
هامش
( 1 ) . متن : كميار
( 2 ) . از روى عالم آراى عباسى ، تصحيح ايرج افشار ، ص 458 كامل شد .
( 3 ) . متن : ماخذ
( 4 ) . متن : مير