تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
امرا تعيين نموده خود با آنچه در عرض ايام حكومت آنجا فراهم آورده روانهء لنگرود شد [ و ] مقرر داشت كه كيا فريدون حرم محترم او را كه صبيهء نوّاب جنت مكان بود به لنگرود برده ، عساكر طرفين با يكديگر ملاقات نموده ، فرهاد خان قرين فتح و نصرت گرديد و كيا فريدون را نمك خوارگى اين دودمان مانع شده از فرمودهء او تخلف ورزيده ايشان را به سمام برد و از آنجا به خدمت اشرف آورد و خان احمد بعد از آنكه از آمدن ايشان مأيوس گشت در كشتى نشسته به اتفاق محمد امين خان پسر جمشيد خان كه او نيز دختر زادهء نوّاب جنت مكان بود ، روانهء شروان شد و محمد امين خان در شروان به مرض آبله وفات يافت . نوّاب گيتى ستان نيز ارادهء سير گيلان نمود ، به نفس نفيس متوجه آن حدود گشتند و مردم گيلان را از اصغاى خبر شكست و رفتن خان احمد و آمدن رايات منصور ، به استقبال شتافته ، به شرف پاى بوس مشرف گشته به انعامات و خلاع سرافرازى يافتند . رايات [ گ 252 ] نصرت آيات چند روز در لاهيجان توقف نموده ، حكومت آنجا را به مهدى قلى خان و وزارت را به خواجه مسيح شفقت فرمودند و الكاى لشته نشا به ميرعباس و سپهسالارى لاهيجان به طالب كولى مرحمت شد و ريش سفيدى كل گيلان به كيا فريدون تعلق گرفت . الكاى ديلمان به كيا جلال الدين محمد و رانكوه به ولى سلطان صوفى عنايت گشت و على خان به حكومت بيه‌پس سرافراز گشت . تقبل يكهزار تومان پيشكش به صيغهء همه ساله شد و الكاى خلخال به ازاى خدمات به اميره سياوش مفوّض گرديد .

ذكر توجه رايات منصور به خراسان و سوانحى كه در آن سفر روى نمود

نوّاب گيتى ستان به قصد خراسان روانهء چمن بسطام گرديد . و در اين سال عبد اللّه خان به قصد كومك نورمحمد خان والى مرو و ابيورد و نسا كه محالّ ابيورد و نسا كه در تصرف او بود و حاجى محمد خان والى خوارزم انتزاع نموده بود روان شد كه گرفته به تصرف او دهد . نورمحمد خان بنابر عهدى كه با عبد اللّه خان نموده بود كه اگر اين اعانت از او به ظهور رسد ، الكاى مرو را به تصرف او دهد قبل از انجاز وعد ، عبد اللّه خان بنابر