وقايع بارس ئيل مطابق سنهء تسع و تسعين و تسعمائه كه سال چهارم جلوس است
در اين سال يادگار سلطان روملو را به رسم رسالت و تجديد مراتب دوستى قديم ، نزد اكبر پادشاه فرستادند و ميرزا لطف اللّه اعتماد الدوله را ايالت و علم و نقاره اضافهء منصب وزارت گردانيدند . ميرميران يزد در اين سال به اصفهان آمده خود به علت مرافقت بكتاش خان منظور نظر نگشته ، شاه خليل اللّه ولد او كه با ايشان هم داستان نبود ، مورد عنايت شد و خانش خانم صبيهء نوّاب جنت مكان كه در حبالهء شاه نعمت اللّه ولد ميرميران بود بدرود حيات نمود .
ذكر توجه موكب مسعود به دار الملك فارس
رايات نصرت آيات به قصد انتظام مهمات فارس در حركت آمد . يعقوب خان به مقتضاى الخائن خائف ، در قلعهء اصطخر متحصن شده و چون يوسف خان حاكم كرمان لاف هواخواهى يعقوب خان مىزد ولى خان افشار ولد بكتاش خان را به حكومت بعضى از كرمان سرافراز ساخته همهء آن محالّ به اسمعيل خان آلپلو [ افشار ] « 1 » شفقت شده هر دو به مرافقت فرهاد خان روانه شدند و يولى بيگ داروغه سابق اصفهان به رفاقت فرهاد خان مأمور گشت و در ايام توقف شيراز ، شاهقلى خان ولد خليل خان افشار و حسن خان « 2 » ولد عبد اللطيف كه قبل از جلوس اشرف هر دو تصرف در كوه گيلويه نموده بودند به پايهء سرير گردون مصير آمده در بندگى به سر مىبردند و حسن خان فرصت يافته ، خليل خان را مقتول ساخت به حكومت كوه گيلويه اختصاص يافت و حسين قلى « 3 » سلطان چگنى ولد بوداق خان نيز در همين ايام به سياست رسيد و ملازمان حسين خان شاملو حاكم قم بر سر قباد خان كه در رى مىبود رفته او را گرفته به قم آوردند . و بعد از اين وقايع چون گرفتن قلعهء اصطخر به جنگ دشوار بود ، نوّاب گيتى ستانى ميناى شرابى به جهت يعقوب خان فرستاده ، اظهار تلطف نموده و يعقوب خان به اميد التفات و حكومت فارس بيرون آمده ، بعد
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 433 تكميل شد .
( 2 ) . متن : حسين خان
( 3 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ، ص 433 حسين على آمده است .