تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
محمد خان كه شاه على سلطان يكان به حكومت هرات و للگى ميرزا سرافراز شده به اتفاق روانهء هرات بودند ، عبيد اللّه خان ولد اسكندر خان بن جانى بيگ سلطان به خراسان آمده شاه على سلطان و ميرزا به قلعهء تربت حيدريه رفته اوزبكان قصد هرات نمودند و از آوازهء توجه موكب مسعود بىنيل مقصود به بخارا مراجعت نمودند . مرتبهء ديگر اوزبك سلطان با هشت هزار سوار به حدود سرخس و زورآباد آمده ، زينل خان ولد ابراهيم خان ذو القدر ، حاكم جام ، ميرزا حسين سلطان فيروز جنگ را طلب داشته تعاقب اوزبك نموده از بىتدبيرى شكست يافته مقتول شد .

ذكر نهضت همايون به بغداد

ذو الفقار سلطان ابن عم ابراهيم سلطان [ گ 28 ب ] كه حاكم كلهر بود از روى غدر و مكر ، ابراهيم خان را كشته بر بغداد و آن حدود مستولى شده بود . نوّاب جنت مكان به قصد انتزاع آنجا متوجه شده ، در اثناى محاصره برادران او سر آن بداختر را بريده به نظر رسانيدند و حكومت آنجا به محمد خان شرف الدين اوغلى مفوّض گشت . و در شهور سنهء ثمان و اربعين و تسعمائه بنابر سركشى علاء الدوله رعناشى « 1 » كه بر خوزستان مستولى شده بود متوجه آن حدود گرديدند . علاء الدوله فرار نموده ، سيد شجاع الدين بدران « 2 » مشعشعى حاكم جزيره به خدمت آمده آن ملك به او عنايت شد . در اين ايام ، جهانگير عباسى حاكم لر « 3 » كوچك به بندگى سرافرازى يافت . القصه آن حضرت تا سى سال تردّدات بى شمار نموده بعد از آنكه وان به تصرف روميه درآمد و به علت قرب رومى ، قزوين دار السلطنه شد ، بيست سال از دولتخانه آنجا به هيچ طرف حركت ننمود .

آمدن همايون پادشاه ، والى هندوستان به پايهء سرير گردون نظير

همايون پادشاه ولد بابر پادشاه ابن ميرزا عمر شيخ ابن سلطان ابو سعيد ابن سلطان محمد ميرزا ابن ميرانشاه ابن امير تيمور گوركان به سبب نفاق ميرزا كامران و
هامش
( 1 ) . متن : عباسى ( 2 ) . متن : سروان ( 3 ) . متن : كر كوچك