مرتبهء سيوم
در ثمان و خمسين و تسعمائه كه ولايت شكى مسخر شد . كيخسرو ولد فيروز عريضه به درگاه جهان پناه فرستاده ، از دست انداز لوارصاب شكايت نمود به ولايت گرجستان ايلغار فرموده آتش نهب و غارت افروخته كليساى آن گروه را خراب ساخته ، غنايم موفور و پرىرويان چون حور به دست آورده مظفر و منصور مراجعت نمودند .
مرتبهء چهارم
در شهور احدى و ستين و تسعمائه كه مبانى صلح با سلطان مستحكم گرديده به قصد تأديب لوارصاب كه سر از ربقهء اطاعت كشيده بود متوجه گرجستان شده به قتل و قمع ايشان پرداخت و غنيمت و اسير بسيارى به دست غازيان افتاده قلاع آنجا مفتوح و لوارصاب گرفتار شد و در اين يورش زياده از سى هزار اسير به دست غازيان افتاد و بعد از مراجعت رايات نصرت آيات به قراباغ ديگر باره لوارصاب آغاز شورش نموده شاهويردى سلطان [ و ] زياد اوغلى حاكم قراباغ متوجه دفع او شدند [ گ 27 آ ] در وقتى كه غازيان به جهت اخذ غنايم متفرق شده بودند ، لوارصاب متوجه شاهويردى سلطان شد . شاهويردى سلطان خود را به لطايف الحيل بيرون آورد . هشتصد نفر از غازيان درجهء شهادت يافتند و لوارصاب در بالاى كوه [ با جمعى كشيشان انجيل ] « 1 » خان در شپه ايستاده بودند . در اين اثنا محمد سلطان چپنى به ايشان برخورده بازار قتال گرم شد و لوارصاب به محمد سلطان حمله نموده اسب او به سر درآمده از مركب جدا شد و به زخم ذاكر چپنى راه جحيم پيش گرفته گرجيان بر سر ذاكر هجوم آوردند و محمد سلطان اسب لوارصاب را سوار شده بيرون رفت و پسر او به جاى پدر بر مسند حكومت نشست .
تتمهء احوال گرجستان و گرفتارى سمايون به دست سپاه همايون
سمايون خان به جاى پدر حاكم شده پنج سال در گورى به سر برده ، در سنهء ثمان
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى ، صفحه 88 تكميل شد .