و ستين و تسعمائه ارادهء تسخير تفليس كه در تصرف اولياى دولت قاهره بود نموده ، گرگين ولد لوند خان نيز در آن حركت با او همراه بود . زياد اوغلى با امراى قزلباش قراباغ ، متوجه او شده بعد از كشش و كوشش غالب آمده ، گرگين در معركه كشته شده ، ولد صاب فرار نمود . بعد از آن واقعه داوود پسر ديگر لوارصاب شرف دريافت خدمت اشرف يافته مسلمان شد و تفليس به او تفويض يافت . ولد لوارصاب به قصد انتزاع آن ملك ديگرباره در حركت آمده سپاه داوود بعد از مقابله مغلوب گشته به قلعهء تفليس تحصن جستند و بعد از وقوع اين قضيه شمخال سلطان چركس حاكم شكى به اتفاق امراى قاجار به معاونت داوود روانه گشت . ولد لوارصاب ، پناه به كوهى كه در آن حوالى بود برده مستعد كارزار شده غازيان او را تعاقب نمود . در اثناى كارزار خود متوجه سپاه اسلام شده جمشيد غلام شمخال سلطان او را به نيزه از اسب انداخته ديگرى از غازيان معاونت او نموده او را دستگير نموده به درگاه معلّى آوردند و در قلعهء الموت تا حين رحلت نوّاب مكان محبوس بود . نوّاب سكندرشان بعد از رحلت ، او را [ گ 27 ب ] بيرون آورده تكليف اسلام نمود و به هدايت توفيق مسلمان شد و به سلطنت تفليس و آن حدود سرافرازى يافته روانه شد و بقية العمر سالك طريقهء دولتخواهى بود .
ذكر تسخير ولايت قندهار به توفيق كردگار
ولايت قندهار در زمان سلطان حسين ميرزا در تصرف امير ذو النون ارغون بود و بعد از آنكه خراسان به تصرف شيبك خان درآمد ، شجاع بيگ ولد ارغون نزد او آمد و به دستور الكاى مزبور را مفتوح ساخته به دستور ، ارغونيان را در آنجا نصب نمود و بعد از كشته شدن شيبك خان و تسلط نوّاب سكندر سليمانشان به خراسان شجاع بيك عريضه فرستاده آن محال به دو تفويض يافت . با آنكه سلطان بابر لشكر بر سر او فرستاد و او استمداد از دورميش خان شاملو بيگلربيگى هرات نمود و سلطان بابر به التماس دورميش خان دست از محاصره كشيده مراجعت كرد و شجاع بيگ ، ملاباقى ملازم خود را در قندهار گذاشته به خراسان رفت . ملاباقى آن قلعه را به تصرف بابر داد و او ميرزا كامران ولد خود را در آنجا تعيين نموده تا حين نهضت