كومك آمده بر او غالب شدند و آن ملك را تصرف نموده ، مدتها سالك طريق انقياد بودند و بالاخره باد پندار دماغ ايشان را مختل ساخته سالك ديگر « 1 » گشت و در سنهء اربع و ستين و تسعمائه كه يونس خان والى خوارزم با برادرش ابو الخان آورد ، دست درازىها به الكاى اكراد مىكردند ولى محمد خان يك مرتبه در سنهء خمسين و تسعمائه كه صدر الدين خان حاكم استرآباد بود لشكر به آن ولايت كشيده مراجعت نمود و يك مرتبهء ديگر به حوالى مشهد آمده بازگشت و بعد از آن فرستاده سالك طريق معذرت شد ، لهذا بعد از فوت او ابو المحمد خان ولد او مورد الطاف گشت و او نيز بعد از چند وقت [ گ 29 ب ] سالك طريق خود گشت . معصوم بيگ صفوى ، به دفع او مأمور گشته در قلعهء ابيورد ، متحصن گشته از كرده نادم گشت و تقصير او مقرون به عفو گرديد و على سلطان برادر ولى محمد خان نيز دست تعدى بر ولايات خراسان گشاده بالاخره چنانچه مرقوم مىگردد سالك طريق عدم شد .
شرح وقايع استرآباد
در سنهء اربع و اربعين و تسعمائه محمد صالح بيتكچى از اهل استرآباد سر شورش برآورد و جمعى از اهل آن ولايت به دو پيوسته از عمر غازى خان كه به معاونت براق خان والى تركستان بر اورگنج مستولى شده بود استعانت نموده عمر غازى روانهء آن حدود گشته صدر الدين خان استاجلو حاكم استرآباد شهر را خالى كرده به بسطام رفت و محمد صالح بر آن ملك مستولى شده عمر غازى مراجعت نمود و محمد صالح مشغول عيش و نشاط شد و ربع مسكون را به ملازمان قسمت نمود . مذكور است كه ملازمان او بر سر حكومت ممالك ربع مسكون با هم مناقشهها نمودند . تا آنكه صدر الدين خان بغتة بر سر او ايلغار نموده او را در شهر استرآباد دستگير كرده به پايهء سرير اعلى فرستاد و حسب الامر مومى اليه [ را ] در خمى گذاشته از منارهء نصريه « 2 » به زير انداختند .
هامش
( 1 ) . متن : خوانا نيست تصحيح قياسى
( 2 ) . منظور مسجد نصريه مىباشد كه به نام حسن بن عثمان است .