نوّاب جنت مكان به شرحى كه تحرير يافت در تصرف ايشان بود و بعد از آنكه نوّاب جنت مكان آن محال را تصرف نموده ، بوداق خان قاجار را در آن حدود تعيين كرده بازگشت . كامران ميرزا لشكر بر سر آن ملك آورده بود . بوداق خان قلعه را خالى نموده و روانهء خراسان شد و ايشان به دستور تصرف نمودند و در سنهء احدى و خمسين و تسعمائه كه همايون پادشاه به درگاه معلّى آمده بود و قرار يافت كه هرگاه قندهار به تصرف او آمد تسليم منسوبان اين دولت و الا نمايد و بعد از انتزاع آن ملك اولا به بوداق خان كه ولد سلطان مراد ميرزا بود سپرده ، در ثانى الحال به جهت آنكه چغتاى را مأمنى باشد به بيرام خان تركمان سپردند كه بعد از آنكه وسعتى در احوال ايشان به هم رسد تسليم نمايند . بعد از فوت همايون پادشاه ، بهادر خان اوزبك حاكم زمينداور [ گ 28 آ ] ارادهء انتزاع آن ملك از شاه محمد قلاطى كه از قبل بيرام خان حاكم آنجا بود ، كرد و شاه محمد كس به دربار اقبال فرستاد و استمداد نمود . شاه جنت مكان در شهور سنهء خمس و ستين و تسعمائه على سلطان تاتى اوغلى ذو القدر را با لشكر جرار به قندهار فرستاد و حكومت آن ديار را به سلطان حسين ميرازى برادرزاده خود نامزد كرد و على سلطان و جنود منصور بر بهادر خان غالب آمدند و شاه محمد قلاطى از تسليم قلعه ابا نموده در صدد مدافعه درآمد و بعد از امتداد محاصره به امان تسليم نموده ، آن ملك بيست سال در تحت حكومت سلطان [ حسين ] ميرزا استقرار داشت .
شرح احوال خراسان
بعد از فوت عبيد خان مدتى خراسان از شورش و قتل ، مأمون بود و محمد خان شرف الدين اوغلى و سلطان محمد ميرزا با حكام غرجستان محاربات نموده آن ملك را به تصرف آوردند و در حينى كه براق خان بعد از عبد العزيز خان ولد عبيد خان بر بخارا استيلا يافت به اتفاق عبد اللطيف سلطان و شاه محمد سلطان به ازدحام تمام آهنگ خراسان نمودند . محمد خان شهر را كوچه بند كرده در صدد ممانعت ايشان درآمد و شاه محمد سلطان كه اشجع اوزبكان بود در آن محاربه مقتول شده ، ساير سلاطين اوزبكيه بىنيل مقصود مراجعت نمودند . بعد از فوت