تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
اثنى و اربعين و تسعمائه ايام [ شاه ] جنت مكان بدرود جهان گذران نمود . امراى شروان شاهرخ برادرزادهء او را كه كودك بود بر تخت سلطنت نشانيدند و بدين جهت در آن ملك هرج و مرج شده در آن اثنا قلندرى به دعوى آنكه پسر شيخ شاه است خروج نموده اكثر الكاء شروان را تصرف نمود . بالاخره اصحاب جمعيت نموده بر قلندر فائق آمدند ، اما به علت عدم منع شاهرخ ظلم در آن ديار شايع شده تظلّم مظلومان به درگاه و الا رسيده ، شاه جنت مكان در سنهء خمس و اربعين و تسعمائه آن ولايت را مفتوح ساخته ، القاص ميرزاى برادر خود را رتبهء شروان شاهى بخشيد و آن كافر نعمت ، نه سال حكومت آن ملك نمود بالاخره به شرحى كه سبق ذكر يافت ، سالك راه [ گ 26 آ ] طغيان شده و به جزاى اعمال گرفتار آمد « 1 » و بعد از او اسماعيل ميرزا به وكالت گوگجه سلطان ، حاكم آنجا شد . در اين اثنا ميرزا برهان نامى از ساير سلاطين شروان كه ميان قيناق مىبود به هوس انتزاع آن ملك با جمعيت تمام آمده ، از شاهزادهء كامكار مغلوب شده فرار نمود و در حين آمدن القاص ميرزا و خواندگار كه اسماعيل ميرزا با سپاه به معسكر همايون پيوست ، ميرزا برهان بر شروان استيلا يافت و در همان ايام از اجل مهلت نيافته وداع هستى نمود و در سنهء ست و خمسين و تسعمائه حكومت آن ملك جنت عنوان به عبد اللّه خان استاجلو ولد قرا خان برادر خان محمد كه همشيره‌زادهء نوّاب سليمان‌شان بوده تفويض يافته با برهان ميرزا محاربه نموده او را شكست داده در حكومت مستقل شد . و در سنهء احدى و ستين و تسعمائه كه سلطان سليمان نوبت چهارم آهنگ ايران نمود قاسم نامى از نژاد ملوك شروان داعيهء سلطنت آن ملك نمود . شروانيان از عبد اللّه خان « 2 » روى گردان شده به او پيوستند و قاسم با دوازده هزار نفر مردم آن حدود و ينگچرى آهنگ عبد اللّه خان نموده عبد اللّه نيز تكيه بر امداد جنود الهى نموده متوجه محاربهء ايشان شده غالب آمده مآل حال قاسم معلوم نشد و عبد اللّه خان بعد از هيجده سال كه حكومت آنجا نمود در سنهء اربع و سبعين و تسعمائه قرين رحمت الهى شد .
هامش
( 1 ) . متن : در نسخه اين دو كلمه از بين رفته است ؛ گرفتار آمد ، تصحيح قياسى است . ( 2 ) . متن عبد لله خان