قلعه بادگيرى شده ؛ حاكم آنجا بعد از چند روز محاصره به امان بيرون آمده مشمول عواطف گرديد . بعد از فتح آن قلعه امرا و اسماعيل ميرزا را به قتل كرد محمودى و امراى گرجستان مأمور ساخت . امرا تقديم آن كار نموده . به اردو پيوستند .
خواندگار در اين سال به علت عدم آذوقه و خراب بودن محال و شوارع در حلب قشلاق نموده ، قشلاق همايون در نخجوان واقع شد . و در سنهء احدى و ستين و تسعمائه خواندگار متوجه آذربايجان شده ، شاه جنت مكان متوجه ييلاق بازار چاى گرديد و خواندگار با سپاه بىشمار به نخجوان آمده شاه جنت مكان با چهل هزار سوار آهنگ آنجا نمود و غازيان اطراف و جوانب اردوى او را احاطه نموده ، هيچ كس را راه تردد و بيرون آمدن [ گ 25 ب ] نمىدادند . خواندگار به علت قلّت آذوقه از نخجوان به جانب ارزن الروم به حركت آمد . نوّاب جنت مكان او را تعاقب نمود و در آن اوقات سنان بيگ كه از مقربان خواندگار بود به قراولى بيرون آمده گرفتار شد . خواندگار از رفت و آمد بىفايده ديگر شده محمد پاشاى وزير اعظم را مأمور ساخت كه طرح صلح اندازد و محمد پاشا التماس سنان بيگ و اظهار صلح نمود . شاه جنت مكان سنان بيگ را مصحوب شاه على بيگ قورچى قاجار فرستاد و شاه على بيگ قورچى نهايت اعزاز و اكرام ديده بازگشت و فرخ زاد بيگ ايشيك آقاسى قراداغلو به ايلچيگرى و استحكام مبانى مصالحه مأمور شد و از جانب سلطان سليمان نيز ايلچيان معتمد آمده ، محالّ متنازع فيه بعضى به آن طرف و بعضى به اين طرف قرار گرفت و صلح به وقوع انجاميده
الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 1 » تاريخ آن گشت و تا نوّاب جنت مكان در حيات بود صلح استقرار داشت .
شرح تسخير ولايت شروان
بعد از آنكه نوّاب خاقان سليمانشان ، فرخيسار را مغلوب ساخته شروان را متصرف شد سلطان خليل بن شيخ شاه بن فرخ يسار به درگاه معلّى آمده به شرف مصاهرت سرافراز گشته رتبهء شروان شاهى يافت و سالك طريق عبوديت بود . در
هامش
( 1 ) . 969 ؛ قرآن كريم : 3 / 128