تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
سليمان‌شان مىنمودند ، در حينى كه موكب منصور در شروان بود جمعى از سرگشتگان را به تاخت كرمان فرستاده بود . درين سال همت و الا به استيصال او تصميم يافته در شهور سنهء ست عشر و تسعمائه در ييلاق خرقان به احضار عساكر فرمان داد ، [ گ 13 ب ] به قصد فتح خراسان روان شد بعد از ورود سمنان حكام اوزبك تاب توقف نياورده هريك مركز دولت خود را خالى كرده به هرات جمع آمدند . شيبك خان از يورش هزاره مراجعت نموده ، در هرات توقف داشت . از اصغاى اين خبر هراسان گشته جان وفا ميرزا ، خويش خود را در هرات گذاشته روانهء مرو شد . جان وفا ميرزا تاب توقف نياورده ، بلاتأخير روان شد . خاقان سليمان‌شان به زيارت مشهد مقدس شده روانهء مرو گرديدند . و شيبك خان از معارضه عاجز آمده در قلعه متحصن گشت و دانه محمّد سردار لشكر قزلباش كه به رسم منقلاى پيشتر مىرفت با جان وفا ميرزا محاربه نموده با آنكه دانه محمد مقتول شد شكست بر لشكر مخالف افتاده به قلعه فرار نمودند و بعد از تمادى ايام محاصره ، خاقان سليمان‌شان تدبيرى صايب انديشيده ، كس نزد شيبك خان فرستادند كه چون هميشه ما را به جنگ طلب مىكردى به مقتضاى وعده آمده بوديم ؛ حال كه از جنگ تقاعد كردى چون در آذربايجان بعضى امور روى نموده روانه مىشويم هر وقت آمادهء پيكار باشند ملاقات روى خواهد داد و از پاى حصار كوچ كرده روانه شدند . شيبك خان اين معنى را حمل بر عجز نموده متعاقب لشكر منصور از قلعه بيرون آمد و خاقان سليمان‌شان جمعى را گماشته بودند كه بعد از عبور شيبك خان از آبى كه در سه فرسخى قلعه است پلى را خراب نمايند بعد از تخريب پل معاودت نموده پذيراى قتال گشتند و از طرفين پاى جلادت در ميدان كارزار فشرده ، مصافى هولناك اتفاق افتاده بالاخره شيبك خان مغلوب گشته آواره ديار ادبار شد و مركب را از بيم جان بر محوطه‌اى كه راه بيرون شد نداشت رانده مغلوبين نيز از قفا سراسيمه‌وار رسيده بر روى يكديگر افتادند . عزيز آقاى موسوم به آدى بهادر جثهء او را از زير چندين كشته برآورده سر او را به نظر كيميا اثر رسانيد و در پيش پاى مركب همايون