ساختند و حسن بيگ لله داخل شهر شده ، رايات منصور متعاقب داخل شده ، به زيارت نجف اشرف و كربلاى معلّى و كاظمين و سامره توجه نمود و حكومت آنجا را به خادم بيگ تفويض فرموده ، ابو المنصور و خليفة الخلفا ، لقب دادند و حسن بيگ لله را با ده هزار كس بر سر ملك رستم حاكم لرستان فرستاده خود متوجه [ گ 13 آ ] تسخير خوزستان شدند .
در آن وقت سادات مشعشع بر حويزه و آن حدود مستولى بودند و فياض ولد سلطان محسن را از ضلالتى كه داشتند خدا دانسته مىپرستيدند . خاقان سليمانشان همت بر ايشان گماشته حربى عظيم به وقوع پيوست و جمعى كثير از مشعشعين سالك دركات نيران شدند و در آن يورش ، شوشتر و آن حدود به تصرف درآمده آن محال به يكى از ارباب اعتماد تفويض يافت و غازيان كه به لرستان رفته بودند ملك رستم را به دست آورده به درگاه معلّى آوردند . ملك رستم شيرين زبانىها نموده در خاطر اشرف موقع قبول يافت و چون ريش درازى داشت ريش او را به درر و لآلى ترصيع نمود ؛ مدتى در اردوى همايون بود و به حكومت لرستان منصوب و روان شد و لواى ظفر انتما متوجه فارس گشت . والى لار و هرموز پيشكش فرستاده خطبه و سكه به نام نامى آن شهريار نمودند و آن حضرت و زمستان در خطهء شيراز گذرانيده بهار را در ييلاق قصر زر و ييلاقات همدان به سر برده از آنجا متوجه تبريز شدند و چون خبر طغيان شيخ شاه در شروان به مسامع جلال رسيد در حين شدت زمستان متوجه شروان شدند و شيخ شاه فرار نموده آن ولايت به لله بيگ تفويض يافت و ابواب در بند نيز به مفاتيح اقبال مفتوح شد و در همان زمستان از شروان به قراباغ آمده در اول بهار متوجه سلطانيه شدند .
توجه رايات منصور به خراسان و دفع شيبك خان
چون سلطان حسين ميرزا تحف و هدايا ارسال داشته عجز و فروتنى نمود ، خاقان سليمانشان نيز رعايت او نموده متعرض خراسان نمىگرديد تا آنكه بعد از فوت بعد از فوت آن پادشاه مغفور به سبب عناد اولاد او ، شبيك خان شيبانى بر خراسان مستولى شد . چون حركاتى كه نه درخور او باشد نسبت به خاقان