تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
ملحق شد . اول قلعه خرار و بعد از آن قلعهء قرشى را فتح نموده در قرشى حكم به قتل عام كرد . قريب به پانزده هزار سپاهى و رعيت به قتل رسيدند . ميرزا بابر التماس خون جمعى از اهل قرشى كه در چغتاى بودند نموده ، مفيد نيامد و اين معنى موجب كلفت شد و امير محمد يوسف صدر نيز درخواست جمعى از سادات كه به مسجد جامع متحصن شده بودند نموده ، مفيد نيامد و بعد از آن بر سر قلعهء غجدوان كه در تصرف محمد تيمور سلطان و ابو سعيد سلطان بود رفته محاصره نمودند و ايام محاصره به چهار ماه كشيد . عبيد اللّه خان و حاجى بيگ سلطان در بخارا با لشكر آراسته بر سر امير نجم آمدند و تلاقى فريقين شده ، بابر ميرزا به سبب كدورت با لشكرى راه خود پيش گرفت و امرا به سبب نقارى كه داشتند ، اعانت ننمودند و امير نجم در معركه كشته شده شكست بر لشكر « 1 » فيروزى اثر افتاد و اين واقعه در شهور ثمان عشر و تسعمائه روى نمود و سلاطين اوزبكيه به قصد خراسان متوجه شد و چندگاه ساحت خراسان در تصرف ايشان بود . چون اين خبر به عرض رسيد ديگرباره عزم همايون به نهضت خراسان جزم شد و خود در كالپوش « 2 » توقف نموده ، جمعى از عساكر نصرت مآثر را به طوس فرستادند . سلاطين اوزبك تاب مقاومت نياورده فرار نمودند و آن ممالك ديگر باره به تصرف ارباب دولت قاهره درآمد . خاقان سليمان‌شان بعضى از امرا را كه در محاربهء اوزبكيه مدافعه ننموده بودند ، تنبيه نموده و دده بيگ حاكم مرو را معجر پوشانيدند و جمعى از اهل سنت كه متعرض حال شيعيان مىشدند به غضب شاهى گرفتار آمدند و حكومت هرات [ گ 15 ب ] به زينل خان شاملو تفويض يافت .

شرح جنگ چالدران

سلطان بايزيد خواندگار روم با اعليحضرت خاقان سليمان‌شان طريق دوستى مسلوك مىداشت تا آنكه سلطان سليم ولد او را داعيهء حكومت شده به امداد ينگيچرى بر پدر غالب آمده بر مسند سلطنت قرار گرفت و لشكر بر سر سلطان مراد
هامش
( 1 ) . متن : لشكرى ( 2 ) . متن : كالسوس