اميرحسين كيا در قفس آهنين محبوس گشت و او موكّلان را غافل كرده كاردى بر خود زده قضا را در مكانى كه او الياس بيگ ايغوت اوغلى را مقتول ساخته [ بود ] ، بدرود حيات نمود . در اين اثنا خبر تمرد محمد كمرهاى كه در حين دولت تركمانيه داروغهء ابرقوه بود و خاقان سليمانشان او را حاكم آنجا كرده بود رسيد كه على الغفله به يزد رفته حاكم آنجا را [ گ اا ب ] مقتول نموده نوّاب خاقان سليمانشان آهنگ يزد كرده بعد از محاصره او را به دست آورده در قفس آهنين محبوس ساخت و بعد از رسيدن اصفهان در ميدان شهر او را سوختند و در ايام توقف يزد به علت آنكه از جماعت چغتاى دست درازى به ولايت ممالك به اغواى تركمانان واقع شده و نامهاى كه سلطان حسين ميرزا نوشته مرضى نبود به طبس الغار نموده آن شهر را قتل نمود ، هفت هزار كس به قلم آمد كه مقتول شدند و در بهار سال ديگر به جانب همدان توجه نموده ، زمستان در خوى قشلاق كردند و دفع شرّ صارم كرد كه آغاز فتنه كرده به اورمى آمده بود به سعى بيرام بيگ قرامانلو و خادم بيگ ، مشهور به خليفة الخلفا وقوع يافت و برادر و ساير سرداران او را به دست آورده به عقوبت تمام به سياست رسانيدند و تمامى ايل و الوس او به تاراج رفت .
عبدى بيگ شاملو پدر دورميش خان و سارو على مهردار تكلّو در آن سفر كشته شدند چون خاطر اشرف از سلوك امير حسام الدين والى رشت غبارآلود بود در سنهء احدى عشر و تسعمائه آهنگ تأديب او نموده جمعى از افواج قاهره را به تنبيه او تعيين نموده و بالاخره امير اظهار عجز كرده هدايا فرستاده به التماس امير نجم الدين مسعود رشتى از تقصير او گذشت و در همين سال مقرر شد كه هر كس با مخالفان به جنگ سلطان حيدر رفته باشد به قتل آورند . ابدال بيك ده ده كه در آن وقت قورچىباشى بود به اين خدمت مأمور شد و خلق بسيار از تركمانان و غيره مقتول شدند .
محاربهء خاقان سليمانشان با علاء الدوله ذو القدر
در شهر سنهء ست عشر و تسعمائه رايات اقبال به دفع علاء الدوله ذو القدر و سلطان مراد كه نزد او بود افراشتند . علاء الدوله لشكر فراهم آورده به البستان رفت و