رسيد يعنى پسر آشپز قائم مقام بود و در اثناى كار و شغل ، خويش را داراى رتبه و مقام صدارت نمود ، دوست و دشمن او را از نوادر دهر شمردهاند و از خلقتهاى فوق العاده دانسته و كارهاى امير نظام از ترتيب و انتظام قشون و اصلاح حال و كار دفتر و ماليه كه خرج ، دو كرور اضافه بر دخل بود و عمارت و مرمت خرابيهاى ديگر كه به زودى محال مينمود و همه در يك دو سال صورت گرفت گواه و دليل بزرگى مرد است .
امير نظام در نظم و امنيت پايتخت و ساير ولايات و بلاد و مصفا نمودن طرق و شوارع و برانداختن رسم جور و ظلم و تاختوتاز و چپاول و تطاول و اعتبار دولت در ممالك خارجه و ترويج و تشويق علوم و صنايع در داخله و انتشار زراعت و نسج و بناى چاپارخانه و مهمانخانه و غيره و نسخ و ترك عادات رذيله و حالات ذميمه از گرفتن تعارف و رشوه و معمول كردن صفات حسنه و اخلاق مرضيه و فراهم آوردن اين باب تربيت ملت بايجاد روزنامه و بناى مدرسهء دار الفنون كه در واقع آنچه امروز داريم از آثار اينمدرسه است و غيرهها چيزى فرونگذاشت و تخمى كاشت كه ما امروز از آن حاصل ميبريم و هم فاضل معاصر ذكاء الملك فروغى نقل كند يكى از دانشمندان انگليس تاريخ قاجاريه را به زبان انگليسى نوشته و طبع كرده در آن كتاب مينويسد آنها كه امثال قيصر و شارلمان و ناپلئون را وسائلى ميدانند كه خداوند عالم براى ارائهء طرق سعادت ميان اقوام و ملل ميفرستد دربارهء امير نظام چه خواهند گفت كه به اين زودى حكم تقدير در هلاك او صادر شد و نگذاشت مقاصد خود را انجام دهد و حال آنكه يقينا از همان اشخاص محسوب مىشد و ملتى را خوشبخت و آسوده مينمود افسوس كه ( خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود ) .
شاهزاده ظل السلطان در تاريخ مسعودى خود در صفحهء ( 80 ) دربارهء امير نظام نگاشته است :
« ولى از روى انصاف بگويم و خدا را بشهادت ميطلبم كه در مقام آن مرد نمك بحلال يكتا ، غلوّ نكردم از خواجه نظام الملك مرحوم وزير مشهور و معروف سلاجقه و صاحب بن عباد وزير مشهور و معروف ديالمه و پرنس بيسمارك و لرد پالمرستون و ريشيلو وزير مشهور لوى سيزدهم فرانسه و پرنس كارچه كف روس به حق حق بمراتب با عرضهتر و بهتر بود » .
در صفحهء ( 314 ) نيز مينويسد : « ميرزا تقيخان امير نظام در اوائل دولت مدرسه برپا كرد و ترتيب قشون داد در شهرها قراولخانهها ساخت چاپارخانه داير نمود روزنامه راه انداخت سرش را بيچاره در اين راه داد » .
بارى مجملى از حالاتش آنكه ميرزا تقيخان امير نظام پدرش از معاريف الناس و در خدمات ميرزا ابو القاسم قائم مقام اجتماع حواس معروف ميداشت چون قائم مقام در ناصيه ميرزا تقيخان آثار رشد و شمائل شهامتى تفرّس كرد آن را در عداد نويسندگان خويش معدود نمود و از آن پس چندى در سلك محررين محمد خان زنگنه امير نظام منسلك گرديد بسبب جوهر ذاتى و كاردانى باندك مدت از امثال و اقران خويش قصب السبق ربوده بمناصب عاليه رسيد مستوفى نظام شد چون امير نظام از حسن رأى و كمال فطنت و رزانت او اعتماد تمام حاصل كرد بمنصب وزارت نظام سرافرازش گردانيد .
در سال ( 1260 ) هجرى ميرزا تقيخان بعنوان سفارت بارزنة الروم مأمور شد و در آنجا كارى كرد كه ايرانيان را هنوز مفتخر دارد چه بعد از فاجعه فجيعه كربلا و آن حركات نانجيبانه نجيب پاشا
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص٥١