( 1839 ) ميلادى در قريهء اسعدآباد از قراءكز از توابع كابلست خانوادهء محترمش كه از اولين خانواده هاى ذيشأن افغانستان بشمار مىآيند و بواسطهء علوّ نسب و شرافت مولد در نزد اهالى آن ديار مقامى منيع و منزلتى بس رفيع را دارا و سى قطعه از خاك افغانستان را مالك بودند دوستمحمد خان جدّ امير عبد الرحمن خان ملك را از آنها انتزاع نمود و پدر سيد را با بعضى از اعمام او به شهر كابل تحويل داد و در آنزمان سيد بهشت سال بالغ و آثار بزرگى و نجابت و ذكاء و فطانت از بشرهء او پديدار بود پس پدر بزرگوارش را خيال تربيت او بسر افتاد و به تحصيل علومش اشارت فرمود مدت ده سال به تحصيل علوم عربيت و ادبيت و تاريخ و علوم دينيه از تفسير و حديث و فقه و اصول و كلام و تصوّف و علوم عقليه از منطق و حكمت عمليه سياسيه و منزليه و تهذيبيه و حكمت نظريه طبيعيه و الهيه و علوم رياضى از حساب و هندسه و هيئت و علم طب و تشريح و غير ذلك پرداخت و در سن هيجده سالگى از تحصيل آنها فراغت جست پس عزيمت مسافرت هند نموده مدّت يكسال و چند ماه در هندوستان به تحصيل علوم رياضيه جديد اشتغال نمود پس از آن در سنه ( 1273 ) هجرى مطابق سنه ( 1855 ) ميلادى رحل مسافرت بسوى مملكت حجاز كشيده و مدت يكسال بطريق سياحت در آن مملكت اقامت جست و بر بسيارى از عادات و رسوم اهالى آن مملكت وقوفى بسزا حاصل نمود و اين مسافرت را به حج بيت اللّه الحرام اختتام داده و پس از اداء مراسم حج به وطن اصلى خود عودت نموده و در كابل در سلك رجال دربار امير دوست محمد خان منسلك گرديد هنگامى كه امير دوست محمد خان عزيمت فتح هرات و قلع و قمع سلطان احمد شاه پسر عم و داماد خود نمود سيد جمال الدين با اردوى كابل در ركاب امير سابق الذكر نيز بسيج سفر نمود و مدت محاصره را بمصاحبت امير بسر ميبرد تا آنكه زمان امير دوست محمد خان سپرى شد و وليعهد او امير شير عليخان سنه ( 1280 ) هجرى مطابق سنه ( 1864 ) ميلادى بر مسند امارت افغانستان متمكن گرديد و پس از طول زمان و تحمل رنج فراوان شهر هرات نيز مفتوح شد در آن هنگام محمد رفيق خان وزير امير شير على خان مشار اليه را بگرفتارى سه نفر برادر خود محمد اعظم خان و محمد اسلم خان و محمد امين خان كه در لشگر هرات بودند اشارت نمود شير عليخان هم از انديشه اينكه مبادا آنها بهواى امارت مردم را بشورش بر آغالانند و در مملكت احداث فتنه نمايند رأى وزير را پسنديد و به خيال گرفتارى برادرزاده خود افتاد سيد جمال الدين محمد اعظم را از واقعه و خيال امير درباره آنها آگاهى داد چون برادران از شور وزير و عزيمت امير آگاهى يافتند از هرات فرار نموده هريك بمقر حكومت خود كه در زمان پدر دارا بودند پناهنده شدند پس از آن كار فتنه در مملكت بالا گرفت و جنگ داخلى بين آنها و امير شير على خان اشتداد يافت بعد از زد و خوردهاى طولانى و جنگهاى بسيار سخت امير محمد اعظم عظيم شد و غلبه او را نصيب گرديد پس از استيلاء او و برادرزادهاش عبد الرحمن بر حكومت افغانستان محمد افضل خان برادر خود پدر عبد الرحمن خان را كه در فرنه محبوس بود از حبس بيرون آورده بامارت نشانيد مشار اليه مدت يكسال تقلد امارت افغانستان نمود و پس از يكسال مسند را بمحمد اعظم خان سابق الذكر واگذار نموده اين جهان را وداع كرد پس از فوت محمد افضل خان محمد اعظم خان برادر او بالاستقلال امير افغانستان گرديد و سيد جمال الدين بواسطه سابقه خدمت و حسن كفايت و لياقت نيز نزد او مقامى منيع و عالى حاصل نمود و درجه اول وزارت را دارا گرديد روزبروز اعتماد و توجه و وثوق امير نسبت به او زياده شد
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص٥٤