خيرا و السلام عليكم ( جمال الدّين الحسينى ) و لقد طبعت مكتوب الذى ارسلته الى جناب الميرزا من البصرة فى مدينة لندن و ارسلت اليك منه . نسخا ارجو من اللّه الوصول . بارى آقاى طباطبائى از حق چشم نپوشيد و از مسلك خود دست نكشيد و از طريقهء حق از پاى ننشست تا به مقصود رسيد كه شرح زحمات ايشان در طى نگارشات اين تاريخ مرقوم مىشود و پيوسته به خدمت اسلام و بيدارى انام مشغول بوده و آنى غفلت نفرمود چنانكه تأسيس مدرسهء مباركهء اسلام و انجمن مقدس اسلامى كه در رفع شبهات دينيه بود از شواهد صدق اين ادعاست در مناعت طبع و علوّ همت و غيرت وطنيه و حميت دينيه متفرّد و طاق و در تواضع نفس و مكارم اخلاق يگانه آفاقاند و هيچوقت جانب اهل دينا را مراعات نميكرد هر صدر اعظمى كه در زمان ايشان بر مسند صدرات نشست با او متاركه ميفرمود با اينكه قبل از صدارت او نهايت دوستى را باهم داشتند معاصر پنج پادشاه تاكنون بوده محمد شاه ، ناصر الدينشاه ، مظفر الدينشاه ، محمّد عليشاه ، احمد شاه . با دوازده شخص اول دولت چه صدر اعظم چه سپهسالار طرف شد ايراديكه بر جنابش وارد آوردند يكى عدم حسن سلوك ديگرى عدم همراهى و مداهنه با رؤساء در وقتى كه بنده نگارنده ، همين دو ايراد را بحضرتش عرض كرد در جواب فرمود مرا با اين مردم طمعى نيست و نه از كسى مرا خوف و ترسى است ديگر چرا طريق تدليس را بپيمايم و به راه متملقين سلوك كنم .
صدماتيكه در طريق مشروطيت ديد در اين تاريخ بيدارى مشروحا نگارش يافته در ماه شوال ( 1323 ) بزاويهء مقدسه حضرت عبد العظيم پناهنده در سال ( 1324 ) ببلده دار الامان قم مهاجرت فرموده تا همت گماشت و مجلس شوراى ملى را منعقد ساخت در واقعهء يوم التوب بمباردمان جنابش را بخفت و خوارى بباغ شاه بردند و چند دقيقه زنجير به گردن شريفش انداختند و با ساير علماء اعلام و سادات گرام در حبس محبوسش داشتند تا آنكه در ماه شعبان 1326 بعد از آنكه چند ماهى در شميرانات آواره و متوارى بود به طرف ارض اقدس و مشهد مقدس رضوى نفى بلدش نمودند و يكسال در آن مكان قدس منزوى بود تا اينكه شب سهشنبه هفتم ماه شعبان ( 1327 ) وارد طهران شدند . جنابشرا چهار پسر و سه دختر است ، پسر بزرگ ايشان جناب آقا ميرزا ابو القاسم فرزند ديگرشان جناب آقا ميرزا محمد صادق مدير روزنامهء مجلس دو فرزند ديگرشان جناب آقا عبد المهدى و آقا عبد الهادى است كه شرح حالات هريك در اين تاريخ خواهد آمد .
فصل سوم در حالات ميرزا تقى خان اتابك اول امير نظام
اگرچه ما در اين تاريخ خود بيدارى ايرانيانرا از سال 1322 شروع كردهايم لكن اگر خيال خود را جمع كنيم و به نظر دقت و انصاف در تاريخ گذشتگان بنگريم هر آينه به خوبى مشاهده ميكنيم كه در مجارى سنهء 1265 بسيارى از امور و وقايع را كه دلالت دارد بر بيدارى ايرانيان و قدم گذاردن آنها به راه تمدن و باعث و مسبب آن را جز مرحوم ميرزا تقيخان امير نظام احدى را سراغ نداريم چه آن بزرگ مرد از آنيكه اشخاصى بود كه بقابليت خود بدون اسباب و مساعدت خارجى از پستى ببلندى