تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
در مسجد سيد عزيز اللّه جناب صدر العلماء هم شرحى از واقعهء كرمان بيان فرمود . در مسجد سپهسالار قديم هم در حضور آقاى بهبهانى باشارهء خود آن حضرت عنوان منبر همين واقعه بود . در شب بيست و پنجم همين ماه آقاى بهبهانى آمد منزل آقاى طباطبائى مذاكرهء مطالب سرى و محرمانه بود آقاى بهبهانى فرمود با اين حركات شنيعهء ظفر السلطنه كه بتحريك و امر عين الدوله اتفاق افتاده است ديگر سكوت ما مشروع نيست و اگر ساكت باشيم ديگر اين نوع را احترامى باقى نميماند . دربارهء ملاها كه اين گونه سلوك كنند نسبت بساير اصناف چه مىكنند . بارى ، در آن شب عهد اتحاد و اتفاق و دوستى بين دو رئيس روحانى محكم و مستحكم گرديد مهمانى دورهء آقا ميرزا مصطفى به شكل پليتيك جلوه ميكرد عين الدوله هم به بىاعتنائى ميگذرانيد .

عمارت بانك يا مدرسهء چال

مدرسهء مخروبه و قبرستان كهنه در قرب مدرسهء خازن الملك و متصل به امامزاده سيد ولى بود كه نگارنده كرارا مدرسه را ديده در اين اواخر اشخاصى كه ذغال مو ميفروختند محل و مكان خود را در آن مدرسه قرار داده از براى اين مدرسه موقوفاتى هم بود كه دست تصرف و غصب بلكه مالكيت رويش گذارده شد بمرور زمان مردم اطراف قبرستان را تصرف نموده خانه ساختند بعضى علماء طهران هم بملاحظه تبديل باحسن و يا بلحاظى ديگر مضايقه از فروش آن زمين نداشتند به اين جهة اشخاصى كه اطراف مدرسه را خانه ساخته بودند هريك يك قباله به مهر يكى از علماء در دست داشتند . بعضى از دلالها محرك رئيس بانك استقراضى گرديده كه هرگاه زمين قبرستان و مدرسهء مخروبه را خريده عمارتى ساخته و پرداخته كنيد و بانك استقراضى را در وسط شهر قرار دهيد اولى وانسب خواهد بود .
شرح
شليك با تفنگ نمودند حربيان * مجروح ساختند بيك حمله چند تن در آن ميانه سيد و سالار سروران * عبد الحميد فخر زمان مفخر زمن غافل زره رسيد و ز هنگامه بى خبر * انگشت حيرتش بشد آنگاه در دهن چشمش بسوى معركه افتاد محو و مات * از كارهاى چرخ ز غوغاى مرد و زن ناگاه بىملاحظه سلطان فوج دون * تيرى زد آتشين بتن شمع انجمن ما بين سينه و گلويش تير جا گرفت * و ز پشت او بدر شد و جانش شد از بدن هم بيگناه بود هم از خلق منزوى * هم بد غريب و بيكس و هم دور از وطن تيرش به سينه خورد بمظلومى حسين * قلبش بگشت پاره بمجروحى حسن تا جان برفت از تن جان جهان برون * زد صيحه جبرئيل كه اى حى ذو المنن از نو حسين كشته ز جور يزيد شد * عبد الحميد كشته عبد المجيد شدخلاصه در مدت يكهفته محاصره بودند و انواع اخافه و اذيت و آزار از جانب عين الدوله به متحصنين خانهء خدا رسانيدند روز نوزدهم بعنوان استغاثه دستهء از سينه زن كه اغلب اهل علم بودند خواستند
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 260 | ناظم الاسلام كرمانى