تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
آقاى طباطبائى كتبا بمشير الدوله وزير امور خارجه اطلاع داد و نيز بمشير السلطنه وزير داخله نوشت با پيغامات مؤكده مخوفه كه اولا تصرف در زمين وقف و مسجد جايز نيست و ثانيا تصرف خارجه در مدرسه و مسجد و قبرستان مسلمانان اهانتى است بعموم مسلمين بلكه باسلام ثالثا بناى اين عمارت در نزديكى مدرسهء خازن الملك و امامزاده سيد ولى مستلزم خطرهاى بزرگست چه بعد از اين در اين عمارت رعيت خارجه منزل مىكند و بواسطهء اعمال نامشروع و صداى سازهاى آنان طلاب مدرسهء خازن الملك و خدام امامزاده بصدا درميآيند و آن مستلزم نزاع و فتنه خواهد بود . رابعا آنكه بناى اين عمارت در اين محل خلاف پليتيك دولتى است چه اين بنا مشرف بر ابنيه و عمارات دولتى و نزديك به ارك است و فيه ما لا يخفى على احد . جوابى كه از طرف وزارت خارجه و داخله داده شد هردو قريب بيك مضمون بودند و خلاصهء مضمون هردو اينست : ( ملكى رعيت خارجه خريده است بتصديق يك نفر از علماى بلد وزارت امور خارجه هم امضاء نموده است ديگر دولت حقى ندارد و كسى نميتواند ممانعت كند . ) سواد قبالهء حاج شيخ فضل اللّه را هم فرستادند نزد آقاى طباطبائى ايشان هم بتوسط نگارنده پيغام دادند كه اولا اين زمين و مدرسه وقف است نه ملك ثانى آنكه ما كرارا باجزاء بانك گفتيم اين معامله باطل و موافق هيچ قانونى نيست . بارى آقاى طباطبائى از اصلاح مأيوس شده ليكن در بالاى منبر كرارا اين مسئله مطرح و عنوان بود و برئيس بانك هم پيغامات مؤكده دادند كه از وخامت اين امر بترس تا اينكه يك شب متولى باشى امامزاده سيد ولى خدمت آقاى طباطبائى عرض كرد كه امروز در قبرستان درحالتى كه مشغول بنائى بودند بدن يك نفر زن از زير خاك بيرون آمد كه تازه بود و معلوم گرديد سال گذشته او را دفن كرده بودند و بدن اين مرده را به حالت ذلت و خوارى انداختند در
شرح
ساميهء عليا حضرت فاطمه بنت موسى بن جعفر ( ع ) در صبح و عصر در صحن مطهر ثمرات مشروطيت و فوائد معدلت و مضار استبداد و ظلم را وجدانى رعيت نمودند و از بركت بقعهء رفيعهء فاطميه مقضى المرام حجج اسلاميه مراجعت نمودند و بعد از ورود بطهران الى زماننا هذا آنى از خدمت بمشروطيت و زمانى از ارادت بشريعت تكاهل نورزيده و در زمان استبداد صغير در محافل معظمه و مساجد جامعهء ثلاثه از شيوهء مرضيهء خويش كه بيان حقيقت مشروطه بوده دست برنداشته چنانچه بعضى از وكلاء مجلس مقدس حاضر بوده و هستند و تعجب از تقريرات او مينمودند . خود حضرت مستطاب عالى كه نگارنده بيغرض ( تاريخ بيدارى ايرانيان ) ميباشند عدالت‌خواهان ايمانى و مشروطه‌طلبان وطنى ايرانى از زمان طلوع آفتاب عدالت و مشروطيت از افق مظلوميت در زمان حال و مستقبل بايد قدر اين وجود محترم را غنيمت شمارند و اين نعمت منيعهء مشروطه را از آثار او دانند اگرچه در اينمدت تخلق باخلاق پيغمبر و صعود باعواد منبر تحريرات بسيار كه نافع نوع بشر است فرموده‌اند اما سه تأليف مرتب فعلا موجود است : اول كتاب عوائد الغلائيه فى اوامر الالهيه در فرايض و واجبات رسالت پناهى است . دوم كتاب فوائد الضيائيه فى نواهى السبحانيه در نواهى منكراتست و عدد ابيات اين دو كتاب تخمينا هشتاد هزار بيت مىشود و بمقتضاى وقت كتابى تأليف نموده مسمّى به اساس السياسية