مضمون آنها با مقصود ما مخالفست لذا گفتم اين كار از عهدهء من خارج است چه اولا من روضهخوان نيستم كه در مجلس روضه بتوانم تلگرافات را بخوانم ثانيا آنكه در خانهء جناب آقا سيد احمد هواخواهان و دوستان آقاى بهبهانى حاضرند و همگى با من بد خواهند شد بهرطور بود معذرت خواستم حالا لازمست ، كه زودتر جلوگيرى كنيد و نگذاريد ما بين آقايان نفاق و خلافى پديد آيد كه اگر آقا سيد عبد اللّه ذليل و مكنوب شود مقصود ما خيلى بتأخير خواهد افتاد .
آقايان گفتند مقدمات كار به خوبى تهيه شده است احدى اعتنا به اين تلگرافات نمىكند عما قريب ناسخ آنها ميرسد هواخواهان حريت دركارند بالفرض چند روزى امر بمردم مشتبه خواهد بود بعدها امر واضح و آشكار خواهد شد .
فيلسوف گفت من لايحه نوشتهام اگر امضاء كنيد بيكى از جرايد فارسى ارسال داريم لايحه را از او گرفته چنين خواندند ( چند سطر از آن لايحه را در اين تاريخ درج كنيم )
پس از چند سطرى - استبداد ملت را جاهل ، كور ، ترسو ، جبّان ، ضعيف ، منكوب ، ذليل ، خوار و بيغيرت مىكند . بالعكس مشروطيت آنان را عالم ، بينا ، شجاع ، با جرئت ، با قوت ، با غيرت سربلند و بيدار مينمايد . شجاعت و شهامت فوق العاده بآحاد ملت و افراد لشگرى ميبخشد چه تاريخ بما نشان ميدهد كه از به دو تشكيل سلطنت الى يومنا هذا دولت مستبد مغلوب دولت مشروطه و ملت ظالمانه ذليل دست عادلانه بوده ، ملتيكه ذليل و منكوب پنجهء استبداد رجال دولت باشد يك وحشت و جبن طبيعى ابدى بقلوب آنها راسخ گردد و انزجار و تنفر قلبى از حوزه و هيئت دولت ابدا در خويش احساس كند ، علم و صنعت ، عدل و مساوات و تدين و انسانيت مستلزم مشروطيت است . جهل و خرابى و ظلم بيكارى لازمهء استبداد .
از وقتى كه نور عدل و مساوات و نور علم و مواسات دين مقدس اسلام قلوب اقوام و اعراب و طوايف باديهنشين را منور ساخت از قوت
( أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ )
سلاح پوشيدند و از جام حيات بخشاى
( وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ )
جرعهء نوشيدند و از نداى
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ )
بيدار شدند و از بركت ( يد اللّه مع الجماعة ) قوت و توانائى يافتند جميع افراد عرب از رئيس و مرئوس و شاه و گدا ما بين خود فرقى نديدند همگى خود را حامى اسلام ، كفيل اسلام ، صاحب اسلام ، پدر اسلام ، پسر اسلام و مكلف بحفظ آن ديدند ، تن خود را جوشن اسلام كردند ، اولاد خويش را در مقام ثبات و بقاى اسلام دادند .
شرح
بنده نگارنده كه متجاوز از پانزده سال است با حضرتش معاشرت و مخالطت دارد ابدا خلاف انسانيتى از ايشان مشاهده ننموده است شرح زحمات و خدماتشرا در اين ( تاريخ بيدارى ) در هرجا درج و ثبت نمودهام با اينكه از روز شروع به نشر و طبع روزنامه مجلس و داير كردن مطبعهء مخصوصه براى روزنامهء ( مجلس ) متجاوز از ده هزار تومان متضرر و مقروض شده است يك دينار وجه اعانه از احدى درخواست ننمود مقالات روزنامه مجلس كاشف از صدق و درستى ايشانست .