آنكه ايرانى الاصل و ايرانىنژاد باشند .
مادهء سوم - هركس وارد اين انجمن مىشود اول بايد شهادت بذات باريتعالى و رسالت پيغمبر خود بدهد و بكتب آسمانى بهركدام كه معتقد است قسم ياد كند كه تا دم مرك از اين انجمن غرضى جز نوعپرستى نداشته باشد و همّ خود را مصروف به خدمت نوع و وطن نمايد .
مادهء چهارم - چون اشخاصيكه در اين انجمن پذيرفته ميشوند از اين چهار مذهب همه بظهور حضرت مهدى عجل اللّه فرجه در آخر الزمان قائلند از اين جهت اين انجمن در تحت اسم مبارك آنحضرت است و لذا اسم رياست در اين انجمن بر كسى گذارده نميشود و تمام افراد در حكم شخص واحد است .
مادهء پنجم - در هرجا كه اين انجمن منعقد شود در آخر مجلس قبل از تفرق اشخاص بايد يك نفر روضه بخواند يعنى مصائبى را كه پيشوايان مذهب ما براى بسط و نشر عدالت متحمل شدهاند تذكر دهد و مجلس بنام مجلس روضه ختم شود .
مادهء ششم - اهل انجمن بايد رعايت حال يكديگر را در هرحال داشته باشند لكن تكاليف شاقّه بر يكديگر نكنند .
مادهء هفتم - تكاليف ركيكه و مجادله و سختگوئى و مزاح و بدخلقى و كذب و بهتان به كلى ممنوعست .
مادهء هشتم - مذاكرات انجمن بايد راجع بتربيت و بيدارى نوع و خير خلايق و اظهار ظلم ظالمين و چارهجوئى و استخلاص براى مظلومين باشد .
مادهء نهم - توقير علماء هر طايفه فريضهء ذمهء انجمن است پس بر هريك از طبقات لازم است كه علما را محترم بدارند و آنها را بر خطرات اهالى وطن آگاه نمايند و محذورات دنيوى را به آنها بنمايند و آنانرا عند اللّه و عند المخلوق مسئول قرار دهند .
نتيجهء اين ماده اينست كه نه تنها فقهاء اسلام در مقام حفظ وطن و مملكت خود ساعى خواهند بود بلكه علماء مطلقا چه عالم بعلم فقه و چه غير آنچه علماء اسلام چه علماء غير اسلام كه موطن خود را خاك ايران مىدانند در اين عقيده و مقصود با علماء اسلام همدست و متفق خواهند شد .
مادهء دهم تا پانزدهم متعلق برموزات و اسرار انجمن است كه برحسب قسم از اظهار آن ممنوعم
شرح
در سال 1326 در روز بمبباردمان در مجلس شوراى ملى طرف صدمه جيش محمد عليشاه واقع شد و با پدر بزرگوارش و ساير علماء و ذريه رسول ص ماخوذ و دستگير شده چند ساعتى در زير زنجير و كتفهاى بسته و در مرئى و مسمع پدر پيرش ايشانرا با شلاق و ته تفنگ ميزدند تا اينكه بامر محمد عليشاه از ايران منفى و مبعّد گرديد بين او و پدرش را يكسال تفريق كردند با اينكه پدر بزرگوارش نهايت محبت و الفت را با ايشان داشت يك سال در ممالك خارجه بسر برد مدتى هم در انجمن سعادت اسلامبول وارد شد خدماتيكه در خارجه از ايشان پديد آمد كمتر از خدمات داخله نبود تا اينكه در سال 1327 كه اوضاع جديده پيشآمد و محمد عليشاه از سلطنت خلع گرديد به طرف ايران معاودت نموده و به پدر و مادر و برادرهاى خويش ملحق شده با پدر بزرگوارش رهسپار طهران گرديدند .