ديگر آنكه اول كسى كه دعاة به اطراف فرستاد و بطريق خفيه مردم را دعوت نمودند آن حضرت بود .
ديگر آنكه نطق را در حال قيام ادا فرمود چه در خبر بود ( قام الحسين ) يعنى ايستاد حسين .
ذو الرياستين گفت بلكه مستفاد مىشود كه حضرت روى كرسى و يا صندلى ايستاد زيرا كه در آخر خبر است ( فنزل و تفرق الناس )
نگارنده گفت از اينكه حضرت فرمود اگر دروغ گفتم تكذيبم كنيد و اگر راست گفتم تصديقم نمائيد مستفاد ميگردد كه آن حضرت مايل با كثرت آراء و حامى حريت افكار بود نه استبداد .
حالا ديگر تكليف خود را بهتر ميدانيد كه در اين مشروع مقدس يعنى خدمت بملت و وطن بلكه اسلام اقدام بفرمائيد يا نفرمائيد .
آقا سيد برهان گفت خوب است قرآنى حاضر كنيد كه با حضور اين آقايان جديد الورود تجديد عهد خود را بنمائيم .
قرآن حاضر شد و همگى قسم ياد نمودند كه تا زنده باشند در بيدارى مردم و اهالى وطن كوتاهى نفرمايند .
جناب ذو الرياستين فرمودند من يك نظامنامه براى اين انجمن نوشته و حاضر دارم اگر اذن ميدهيد بخوانم .
اجزاء انجمن اجازه داده شروع بقرائت نظامنامه شد .
( چون اين نظامنامه اول نظامنامهايست كه در ايران براى طالبين حريت نوشته شده است لذا ما در اين تاريخ بعض فصول و مواد آن را درج ميكنيم و هذا صورتة ) .
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اين نظامنامه محتويست بر چند ماده .
مادهء اول - انعقاد اين انجمن فقط براى بيدارى برادران وطنى و ابناء وطن و آگاهى آنها بحقوق خود و رفع ظلم و چارهجوئى براى اصلاح مفاسد مملكتى است .
مادهء دويم - در اين انجمن از پيروان چهار مذهب پذيرفته مىشود . اول اشخاصيكه در تحت كلمه جامعه لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه ميباشند . دويم طايفهء زردشتيان ، سوم يهود ، چهارم نصارى . به شرط
شرح
1324 نيز با پدر بزرگوارش ببلدهء قم مهاجرت فرمود .
نوشتجات و مكاتيب دولتى و سياسى كه از طرف علماء اعلام بدولت ايران فرستاده ميشد به خط و املاء جنابش بود .
تبديل مسئله مسيو نوز و مستدعيات علماء بخواستن عدالتخانه باشارهء ايشان بود يكى از سفراء آقايان در نزد مظفر الدينشاه مرحوم جنابش بود .
در سال 1325 روزنامهء مجلس را تأسيس نمود . اول كسى كه نطاق و كمربند روزنامه را موقوف و متروك نمود و رسانيدن روزنامه را به وضع حاليه و دادن روزنامه را به اطفال كه در كوچه و بازار بفروشند جنابش بود ، ايجاد روزنامهء يوميه در زمان مشروطيت از آثار ايشانست .