تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
داريم كه امام زمان ( ع ) انتقام خون جدش را از بنى اميه ميگيرد و حال آنكه در زمان ظهور امام ( ع ) بنى اميه هزار سال قبل موجود نيست مراد اينست از اولاد آنها اعمال اجدادشانرا بازخواست مىكند حالا ما اميدواريم كه نگذاريم اولاد ظلمه و غاصبين در دنيا باشند چه جاى آنكه خودشان آن هم در كار و مصدر شغل باشند . ذو الرياستين مذكور داشت كه ما اولا انجمنى تأسيس كرديم بطور خفيه و بايد در اين انجمن حق بگوئيم و حق ظاهر كنيم و مطابق آنچه ميگوئيم عمل نمائيم و مفاسد ظلم را اظهار كنيم و خدمت بملت و وطن و عالم اسلاميت كنيم بديهيست خالى از زحمت و مشقت و خطر نخواهد بود و بايد اول قبول تحمل مصائب و خطرات عظيمى كه محتملست بلكه يقين است با كمال شرف و مردانگى نمود و هيچ‌چيز را مانع و عايق ندانيم و مرگ را اسهل چيزى در اين مشروع مقدس دانست . ثانيا آنكه اين اقدامات ما خلاف شرع انور نيست زيرا كه مقصود ما اجراء احكام قرآن و قانون اسلام است همه مسلمانان با ما همراه خواهند بود . پادشاه مسلمان و دين‌دار است مانع اين مقصود مقدس نخواهد بود فامّا دور هم نشستن و تأسيس انجمن مخفى و دعوت خلق و بيدارى آنان كه دستورى است از شرع اسلام بما داده شده است چه اول كسى كه انجمن را تأسيس نمود در اسلام و مردم را امر بدعوت و احقاق حق فرمود مقنن قوانين عدالت و مؤسس آزادى و حريت دويمين فرزند پيغمبر و سومين امام ما حسين بن على ( ع ) بود . آن حضرت اول كسى بود كه براى پيشرفت مقصود در انجام تكليف الهى انجمن مخفى را تأسيس نمود ، اول كسى بود كه داعى به اطراف فرستاد ، و اول كسى بود كه قبول ظلم و ذلت ننمود . اگر آن حضرت تأسيس انجمن مخفى نفرموده بود اسلام بالمره از بين رفته بود و امروز از اسلام اسمى و از شريعت و طريقت رسمى نبود . اديب بهبهانى گفت اينمطلب را از كجا ميگوئيد اگر بر طبق آنچه گفتيد سند اظهار داشتيد ديگر مرا هيچ‌چيز مانع نخواهد بود . چه من از كشتن و حبس چندان نميترسم و ليكن از اينكه مرا نسبت بكفر و خارج از مذهب بدهند خيلى ميترسم زيرا كه كشته شدنى كه اولاد و اخلاف انسانى مفتخر باشند بهتر و خوشتر مردنيست اما بر خلاف اولاد و اخلاف شخص خجل و شرمسار باشند خيلى بد است .
شرح
اصول را خدمت پدر بزرگوار خود و ساير اساتيد طهران تلمذ نمود ، در جودت ذهن و شوق به تحصيل مقامى را داشت كه در كمتر كسى ديده شده . در اول تأسيس مدرسه اسلام يك دوره جغرافيا تأليف كرد كه معلم مدرسه تا دو سال همانرا تدريس مينمود . مرحوم حاج نجم الدوله كرارا ميفرمود ( اين آقازاده اگر چندى نزد من بماند از اساتيد بزرگ محسوب خواهد شد ) و بسيارى از مسائل علميه از آن مرحوم اخذ و اقتباس نمود ، پيوسته در امور سياسى و تمدنى مذاكره و در مجالس و محافل علنا معايب حكومت استبداديه را متذكر بود بعض اوقات دوستان ساده ايشان در مقام تحذير و تخويف او برميآمدند ليكن جنابش را انصراف و انحراف از مقصود ممكن نبود ، زبان فرانسه را بطور مخفى آموخت از زبان تركى هم بىاطلاع نبود ، زبان