تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
تا آنكه صاحب كرورها شدند چون اهالى آذربايجان اعمال و افعال آنها را ديده بودند لذا با كمال غيرت و شجاعت ايستادگى كرده حقوق خود و ملت ايران را پس گرفتند ديگر آنكه از اول جوانى محمد على ميرزا همان اشخاص كه دور او را گرفته بودند او را تحريص و ترغيب بقتل و غارت ميكردند كه خودشان فايده ببرند باينجهت چندين نفر از قبيل خسرو خان اردبيلى و هاشم خان قراجه داغى و جعفر آقا و غيره و غيره كه در سرحدات ايران مشغول خدمت بودند آنها را تلف و معدوم كرد و اگر هم خلافى از آنها سر ميزد بواسطهء تعديات محمد على ميرزا نسبت به آنها بود كه تحمل نميكردند و زير بار ظلم نميرفتند و الّا ياغى دولت نبودند . از قرارى كه مشهور است اكثر شبها با چند نفرى از مخصوصان خود سوار ميشده ميرفتند بخارج شهر تبريز براى شكار رعيت بيچاره چه در ايران مرسوم و معمولست كه دهاتيها و رعاياى نزديك هر شهرى جنس فروش خود را از قبيل شير و ماست و تخم‌مرغ و هيزم و ذغال و يا متاعى ديگر حمل نموده و مياورند به شهر فروخته و وجه آن را يا بعينه و يا بعد از تبديل بجنس ديگر مىبرند و با اهل و عيال خود گذران مينمايند اين پادشاهزاده با چند نفر از خواص خود نصف شب از دار الحكومة حركت ميكرده و در بين راه يكى دو تا يا زيادتر از رعيت بيچاره را كه از آن شهر مراجعت ميكردند گرفته اگر جنسى و پولى همراه داشت آن را ميگرفتند و الا الاغ او را گرفته ميفرستادند بدهات خود يا جاهاى دوردست كه در آنجاها به فروش ميرسيد بعض اوقات كه خواص او ميخواستند او را خورسند نمايند تقسيم او را از غنيمت بيشتر ميدادند گاه‌گاهى هم به او ميگفتند كه فايدهء اين كار از شكار بهتر است چه شكار اگر بخت مدد كند يا يك آهو يا يك بز كوهيست كه قيمت هريك از يكتومان كمتر است لكن اين شكار در هر شبى بيش از يكتومان سهم حضرت اقدس ولايت عهد است مجملا بواسطه مجالست با اين گونه اشخاص رذل و پست‌فطرت كه مؤثر است اين شاهزادهء بزرگ بقتل و نهب اموال و رشوه و غيره كه از اخلاق مذمومه است عادت داده بعضى از اشخاص هم در ضمن پيدا شدند و اطراف او را گرفته و گفتند كه اگر شما عمل جادو را بكنيد وليعهد ميشويد شاه ميشويد اينمذاكرات اتفاقا با خيالات او گاهى مصادف مىافتاد مثلا دعانويس چند كلمه برايش مينوشت كه اگر اين نوشته را با خود داشته باشيد بر دشمن مظفر و غالب ميشويد چند ساعت بعد از آن تلگراف اعدام يك بيچاره به او ميرسيد . و يا آنكه اگر اينعمل را بجاى آورى به مقصود نائل ميشوى در شب آن روز در شكار يك بار ذغال بهره او ميگرديد اين بود كه اعتقاد غريبى براى اعمال سحر و جادو بهم رسانيده بود . بعض اعمال كه عادات زنان حاليه ايرانست از او و از عيالش ملكه جهان صادر ميگرديد منجمله در نزديكى رحلت مرحوم مظفر الدين شاه از خراسان
شرح
فداه واجب و متحتم است كه قلب مبارك شاهنشاه اسلام را بعرايض صادقانه از اشتباهات مزورانهء درباريان آگاه نمايند كه جد و جهد ايشان براى منافع دو روزهء خودشان است نه از براى قوام سلطنت دولت ايران . اين فقره از واضحات است كه بعدها هيچيك از اقوام و ملل مسلم و غير مسلم بدون قانون زندگى نميتوانند بكنند و هرگاه خودشان اقدام به نشر قانون ننمايند بطوريكه در ماده صربستان و غيرها ديگران دولت عثمانى را با آن قدرتيكه داشت مجبور كردند ما را نيز آسوده نخواهند گذاشت و مجبور خواهند كرد . و باز قسم به ذات پاك احديت ياد ميكنم كه وضع قانون هرگز منافى مذهب حقهء اسلام نيست و خلل و نقصى بدين و اسلاميان نميرساند بلكه بواسطهء اجراى قانون اسلام و اسلاميان بفوايد غير مترقبه
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 196 | ناظم الاسلام كرمانى