مجد الاسلام گفت امروز در روى زمين و كرهء مسكون بدبختتر و جاهلتر از ما احدى نيست سايرين تا يكدرجه حقوق بشريت را دارا ميباشند و روزبروز ميلشان بترقى وطن است ولى ايرانيان مظلوم هرروز سختتر از روز قبل بر ايشان پيش مىآيد هرگاه بگوئيم خداوند اين گونه خواسته است كه ما ذليل و منكوب باشيم و توسرىخور هر آينه اين نسبت را به خداوند دادن قبيح است اگر بگوئيم جادو و طلسم افتادهايم اينهم اعتقاديست باطل پس بايد بگوئيم سبب اين خرابى همانا كيفر كردارهاى ناشايست خودمان و نتايج مشئومهء تنبلى و غفلت و بىاطلاعى و جهالت است .
بعد از مدتى كه جناب آقا سيد عبد اللّه اقدامى فرموده ميفرمايند ما مسيو نوز را نميخواهيم بر ما و شما واجب و لازم است كه مردمرا بيدار و هوشيار كنيم يقين بدانيد كه دو روز ديگر صداها خاموش و حرارتها ببرودت مبدل خواهد گرديد سال گذشته چه اندازه زحمت كشيديم براى آقاى نجفى و چه استقبالى برايش فراهم آوردند آخرش ديديد كه بيك حلقه انگشترى الماس كه در روز قتل حضرت امام حسن عليه السلام از اعليحضرت شاه بعنوان خلعت گرفت چگونه رفت كه با آقايان و علما هم خداحافظى نگفت حالا هم يك كالسكه و يا يك درشگه و يك ديدن صدر اعظم اين هياهو را ساكت خواهد نمود .
نگارنده گفت آقايان اولا بدانيد كه خداوند عالم با ما است نه عين الدوله آدمى است كه پول خرج كند و نه مظفر الدين شاه كسى است كه سادات را ذليل بخواهد ثانيا جناب آقا سيد عبد اللّه در كار خود محكم است آقايانى كه با ايشان ميباشند همگى از ايشان قول گرفتهاند و محكم ايستادهاند به صد هزار تومان هم خاموش نخواهند شد ثالثا فتوت و مردانگى آقاى بهبهانى را همه ميدانيد مراوداتى را كه بعضى با ايشان دارند جزو اسرار است و در اينمجلس نميتوانم عرض كنم همينقدر براى اطمينان شما عرض ميكنم اين اقدام جناب آقا عمّا قريب نتيجهاش ظاهر خواهد شد باز عرض كنم هرگاه آقاى بهبهانى از قولش برگشت فورا ايشانرا معدوم و ديگريرا بجايش منصوب خواهيم نمود .
آقا سيد احمد گفت اگر بين دو حجة الاسلام آقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى عقد اتحاد و اتفاقى بسته ميشد و اين دو نفر رئيس بزرگ دست بدست يكديگر ميدادند هر آينه كارى از پيش ميرفت .
ذو الرياستين گفت از اين جهت مطمئن باشيد جمعى در اين خيال ميباشند و عمّا قريب نتيجهاش ظاهر خواهد شد .
نگارنده گفت چند روز قبل ازين جناب معتمد الاسلام رشتى از طرف آقاى بهبهانى آمد خدمت
شرح
اگر دولتهاى همسايه مبناى كارشان از روى دستورالعملهاى وزراء و حكام و مأمورين پلتيكى و سياسى دولت ايران بود چه تمناها كه دولت عليه از آنها نمىكرد و قبول نميشد .
و كدام امتياز بود كه خواهشا برعاياى مملكت ايران نميدادند كه مواد آن صرفه ايرانيان نبود .
چگونه بىاطلاع مأمورين پولتيكى ايران رابطهء سياسى و تجارتى در مملكت خود جرئت داشتند يا مىتوانستند با ديگران مبادله نمايند .
چون دستور العمل آنها قانون است كه گاهى باقتضاء وقت مواد آن را تغيير ميدهند و در هر سال طبع و در ميان آحاد و افراد ملت حتى دهقانان و برزگران و عملجات بتوسط اوراق اخبار منتشر مىشود باينجهت تكاليف و حدود عموم اهالى محدود است و اتصالا جلو ميروند . دستور العمل ايرانيان