صدر اعظم سابق بود بر سر اين كار گذاشته بود خيال داشتم او را از كار خلع نمايم حال كه ملاها از او عقب كردهاند من بايد بر خلاف آنها از او همراهى كنم .
پس از قرائت اين راپورتها و مذاكرات ديگر اهالى انجمن مذكور داشتند اين اقدام آقاى آقا سيد عبد اللّه اگر سبب آن شخصى نبود و نوعيت داشت خوب بود براى مقاصد اصلاحخواهان .
نگارنده گفت در چند روز قبل از اين راپورتى بانجمن رسيد كه مقدماتى فراهم آمده است ولى طريق آن طولانى است شايد اين اقدام آقا نتيجهء آن مقدمات باشد .
آقا سيد برهان گفت اين مسئله چه ربطى به مقصد ما دارد بر فرض كه نوز را عزل كنند ديگر صداها خاموش مىشود و دردهاى بيدرمانى كه مملكت را احاطه كرده اصلاح و علاج نخواهد شد .
ذو الرياستين گفت امروز كه نوز عزل شد فردا عين الدوله از صدارت معزول خواهد شد .
اديب بهبهانى گفت بر فرض كه عين الدوله هم معزول شد آيا كسى ديگر را دارند كه بجاى او منصوب كنند .
فيلسوف گفت من شنيدم بعضى از هواخواهان امين السلطان اين اسبابها را فراهم آورده و تمهيد مقدمات مينمايند بلكه شاه لا بد شود از آوردن امين السلطان را بايران .
نگارنده گفت اين خيالى است باطل چه اكثر از آقايان بر ضد امين السلطان هم قسم شدهاند محال است بگذارند كه او بمسند صدارت قدم بگذارد امروز امين السلطان در فرنگستانست ما را با او كارى نيست اگر يكوقتى بايران آمد و بر اين مسند نشست آنوقت بايد خيالش را كرد پس بهتر اين است اولا ما اطراف جناب آقا سيد عبد اللّه را بيدار كرده و مقتضيات زمانرا حالى آنها نمائيم بلكه كارى بكنيم جنابش با آقاى طباطبائى متحد و متفق شوند ثانيا بلكه سعى كنيم گفتگوى ايشان نوعيت پيدا كند و غرض شخصى مبدل باغراض نوعى گردد آنوقت به مقصود خود نايل خواهيم كرديد . اهالى انجمن با كمال ميل و جديت تصديق نموده قرار بر اين شد چند نفر از اهالى انجمن اطراف و اصحاب آقاى بهبهانى را داشته باشند و مواظب باشند كه اين رشتهء اتحاد و اتفاق را بين سيدين سندين محكم نمايند .
نگارنده متقبل شد كه آقا سيد محمد تقى را كه يكى از محارم آقاى آقا سيد عبد اللّه است ملاقات نمايم پس از قرارداد باز نطقى مبنى بر تأكيد و تسديد اتفاق و بيدارى ملت و خدمت بمملكت شده و قرار شد كه هر فرد از افراد انجمن بكارى كه از عهدهء او ساخته است مشغول بوده تكاهل و تسامح راروا
شرح
قواى چندين هزار سالهء دولت ايران را بطورى از هم متلاشى و دچار ضعف و نانوانى صعب نموده كه علاج آن از قوه و قدرت متوطنين اين مرزوبوم به كلى خارج است ولى عقيده حكما و سياسيون جمهور ملل متمدن بر اين است .
رفع خطرات و چاره اشكالات ايران را به همين دو كلمه ميتوان اصلاح كرد كه بايد از اعمال گذشته چشم پوشيد و شروع بتأسيس قوانين تازه نمود ازين راه ميتوان احترام و اعتبار سابقه دولت و ملت قديم ايران را در انظار اقوام خارجه و ملل متمدنه و همسايگان مجددا جلب كرد و اين مطلب را در نظر خردمندان مستقيم الادراك چنان واضح و آشكار است كه محتاج به هيچ دليل و برهان نيست . محتمل است بدين وسيله آثار و اسبابى كه نيك بختى مملكت را امنيت تواند داد بدست آيد كه بعدها مأمورين