تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
موشح و امين السلطان آن را مهر نمود هفده نفر يا بيشتر از تجار معتبر پشت بليطها را مهر و ذيل بليطها را امضاء نمودند به اين بهانه چند كرور پول جمع نمودند حال صاحبان بليط آنچه مطالبهء پول و يا منافع شركت عمومى را مينمايند جوابى نميشنوند خيلى كه سخت ميگيرند ملك التجار ميگويد در وسط سراى امير و يا باغ قصر در شميران عمارت بنا كرده‌ام و فلان قدر خرج شده است آنچه شركاء ميگويند ما پول داديم كه امتعهء ايرانرا داير و ترويج و تجارت كنى نه عمارت بنا نمائى فحش و تغيّر جواب ميدهد اگر باز سخت‌تر بر او بگيرند خواهد گفت بليطها را برعيت خارجه خواهم فروخت چند روز ديگر هم شايد مفلس‌نامه تمام و به خانه يكى از آقايان و يا بيكى از سفارتخانها متحصن خواهد گرديد حالا اگر قانون بود و مجازات و مكافات ميدادند و نميگذاردند پول مردم تفريط شود چه‌قدر شركتها و انجمنهاى تجارتى تشكيل مىيافت البته سد اهواز بسته و خط آهن هم كشيده ميشد ملت صاحب ثروت و مملكت آباد ميبود . خلاصه مذاكرات به طول انجاميد بعضى معتقد باينكه اول بايد قانون اجراء شود تا از بركت قانون معارف تكميل گردد بعضى را عقيده اين بود كه اول بايد معارف را تكميل نمود چه تا علم نباشد قانون تدوين نخواهد شد . ذو الرياستين كه پى بهانه ميگشت كه كتاب‌خوانى كند فرمود ما وزارت خارجه را مىبينيم كه بيك اندازه مردمان عالم را جمع كرده است و نسبت بادارات ديگر بهتر است آيا هيچ اثرى بر وجود آنها مترتب است و آيا اگر يك عهدنامه و يا يك نوشته را كه راجع بخارجه باشد از وزير آن اداره بخواهند ميتواند آن را دست آورد و يا اگر تاريخ يك واقعه از وقايع را از جناب وزير استيضاح خواهند از عهده برخواهد آمد و يا اگر به او بگويند مأمور شما در سرحد سيستان چه قدر از سرحد را باخته است ميداند آن مأمور كيست و چه كرده است و بالفرض كه بداند بخواهد بدون اذن و اجازهء صدر اعظم آن را عزل و مأمور امينى بجايش نصب كند ميتواند و يا توانائى آنكه امريرا كه راجع برعاياى ايرانست راجع بسفير اسلامبول و يا مأمور مصر نمايد دارد يا نه . بالاخره آيا اين وزير امور خارجه فضايح اعمال و افعال وزراء سابق را دانسته يا نه بر فرض دانستن آيا عمل بر طبق علمش مىكند يا نه . كلام كه باينجا منجر شد كتابرا يكى برداشته و چنين خواند :
شرح
است كه يك قسمت معظم مملكت كه داراى همه قسم اهميت مادى و معنوى است بحسن كفايت سركار معظم و اولياء دولت و ملت آسوده باشند ممكن نيست قدر خدمت را بغرض مجهول گذارند سركار و الا حتما به نتيجه اين جان‌فشانيهاى صادقانه خواهيد رسيد بكفايت و كاردانى مثال مجسم خواهيد بود تلگراف حضورى را صبح عرض كردم اگر فرمايشى باشد و خيلى مهم فورى است بفرمائيد با همه فرط مشغله كه دارم حاضر شوم و الا تلگرافا مرقوم فرمائيد جواب فورى عرض خواهم كرد . ( وزير داخله ) در حقيقة از روى انصاف وقتى ملاحظه شود وزير داخله از روى عقل و انصاف اينهمه تمجيد فرموده‌اند زيرا كه همه ساله با چندين هزار قشون و دويست سيصد هزار تومان خرج‌تراشى حكام اين سرحد را با آن بىنظميها از عهده برنمىآمدند در همچو زمانى با آنهمه اغتشاش و انقلاب كه در استرآباد