مختلفه و عناوين متفرقه تا باسم حق الحكومه و يا بنام حق الصداره و يا بعنوان حق كدخدا و يا باسم قپان - دارى يك جا دم دروازه و يك جا ميدان و سراها بهر اسم و رسم كه بتوانند از مردم ميگيرند مگر آنكه صاحب مال يكى از رؤساء و علماء و رجال دولت باشد و يا بستگى به آنها و يا از آنها نوشته در دست داشته باشد اگر صدر اعظمى هم عمل خيرى نمايد و تخفيفى صادر كند صدر اعظم بعد از او آن را نسخ مينمايد و قبول اين ظلمها بواسطهء جهالت ما مىباشد .
نگارنده گفت چند روز قبل از اين آقا سيد مرتضى باسمهچى مدعى شد كه كارخانهء صابونپزى داير كند و صابون به عمل آورد كه مثل صابون خارجه باشد و ارزانتر از صابون متعارفى هم بفروشد امتياز هم نميخواست فقط اذنى ميخواست كه صابونپزها مانع او نشوند ماليات ديوان را هم ميداد نمونهء صابون را هم بانواع مختلفه به من داد من هم صابون آن را خدمت آقاى طباطبائى ارائه دادم جناب معظم فرمود عريضه كند به عين الدوله چون اينعمل خدمتى است بمملكت و رفع احتياج داخله را از خارجه مىكند لذا من از او معاونت ميكنم . نگارنده پيغام آقاى طباطبائى را به آقا سيد مرتضى گفته و او را تشويق نموده او هم عريضه كرد به صدر اعظم آقاى طباطبائى هم در اينخصوص چيزى نوشت كاغذ آقاى طباطبائى و عريضهء آقا سيد مرتضى را به عين الدوله رسانيده اجازهنامه صادر شد سيد بيچاره به اطمينان كامل شروع بعمليات نمود صابونپزها به نظام الملك راپورت دادند نظام الملك در مقام ممانعت برآمده كه ماليات صابون را ناصر الدين شاه به پدر من داده است و او هم وقف نموده است كه بايد برود بنجف اشرف و صرف روشنائى مقبرهء پدرم گردد آقا سيد مرتضى آنچه گفت من ماليات ميپردازم جواب دادند كه صابون تو كه به اين خوبى درآيد ساير صابونها را ميشكند و آنوقت روشنى قبر پدرم كم مىشود سيد بيچاره گفت من امتياز نخواستم بسايرين هم ياد خواهم داد بخرج نرفت مخارج گزافى كه سيد كرده بود دماغشرا سوزانيد لباسهاى نگارنده هم كه البته با صابون مجانى خوب شسته ميشد به همان حالت كثافت باقى مانده است براى اينكه در سر مقبرهء مرحوم نظام الملك يك چراغ زيادتر روشن گردد حالا شما آقايان اين بدبختيرا جز از نكبت جهل ميدانيد پس كارى بكنيد كه قانون در مملكت تدوين و اجرا شود پس از تدوين قانون معارف هم تكميل خواهد شد .
ديگرى گفت من منكر لزوم قانون نيستم ولى عرض ميكنم اگر علم نباشد قانون كه تدوين نميشود سهل است كه هيچچيز اصلاح نخواهد شد ملاحظه كنيد مرحوم امين الدوله كارخانهء كبريتسازى
شرح
قسم ميخورم كه ديگر در اين ولايت كارى نيست كه فدوى بتعهدات خود وفا ننموده حالا موقع مواعيد حضرت اشرف است كه آنشب در دولت منزل فرموديد بقيه را موكول بحس پدرانه حضرت اشرف مىنمايم ( امير اعظم )