مرحوم مظفر الدين شاه با حضور مرحوم حكيم الملك و مقتدر السلطنه در صاحبقرانيه به بنده فرمودند كه در استنطاق آن سه نفر وليعهد با رمز به من اينطور تلگراف كرده بود كه شما در محبس به عليه من و سلطنت بعضى حرفها زدهايد بنده هم حكايت را من البدو الى الختم بمرحوم مظفر الدين شاه عرض كردم و آنوقت ملتفت شدم كه كم التفاتى شاه از چه جهة بوده .
از انتقام خدائى نبايد غفلت نمود . در اين دو سال اخير و بعد از انهدام مجلس مقدس شوراى ملى و توپ بستن به منزل بنده بچه صدماتى بنده را دوچار نمود در لايحهء عليحده خواهم نوشت . ( صالح )
( راجع به صفحه 128 ) شاهزادهء فرمانفرما در زمان مظفر الدين شاه در دو خط كار ميكرده است يكى اعدام امين السلطان و ديگر انداختن مرحوم امين الدوله را . در اولى از آقاى طباطبائى مأيوس شد و در دويمى از موثق الدوله . پس نگارنده شاهزاده موثق الدوله را تقديس ميكنم و شاهزادهء فرمانفرما را در اقدام اولى تبريك ميگويم چون در اينجا گنجايش بيش از اين نيست و در تاريخ هم خواهد آمد لذا مقدمه را ختم نمودم .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص١٥٧