تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
فرمائيد كه بروند به اوطان خود نزد اهل و عيالشان . جواب وزير همايون قريب به اين مضمون از طرف عين الدوله مخابره شد . جناب وزير همايون - ما حضرات طلاب را مرخص نموديم به شرط آنكه همهء علماى زنجان بنويسند و التزام دهند كه حضرات پس از حركت از زنجان بروند باوطان اصليهء خودشان كه ديگر بدار الخلافهء طهران نيايند و از خود آنها هم التزام بگيريد به همين مضمون چه پدر من به من وصيت كرده است كه هروقت به اين طايفه دست يافتى اين نوع را از خود دور كن و حتى المقدور آنها را به خود راه مده . وزير همايون از حضرات التزام نامه را گرفت و آنها را اجازهء حركت داد حضرات همگى رفتند باوطان اصليهء خود جز شيخ احمد خراسانى كه وطنش دور بود و عيال و اولادش در طهران بودند او هم بطور مخفى ورود بطهران نمود ولدى الورود رفت بخانهء عين الدوله و در آبدارخانه متحصن شد و گفت يا مخارج راه مرا بدهيد كه دست اهل و عيال خود را گرفته بروم بخراسان و يا اجازهء توقف بدهيد عين الدوله از او التزام گرفت كه هيچوقت پيرامون فساد نگردد بلكه در مدرسه هم منزل نكند و او را ملقب نمود به اردبيل الشريعه و يكعدد پنجهزارى زرد هم به او انعام داد وقتى كه از آبدارخانهء عين الدوله خارج شد پنجهزارى را هم تعارف داد به آدم اعظام الممالك . عجب است كه همهء علماى طهران و بعض علماى اصفهان در اين مدت از حضرات طلاب توسط و شفاعت كردند جز امام جمعه كه محرك ايشان بود كه بهيچوجه زبان و قلم شفاعت را حركت نداد و يك كلمه دربارهء آنها نگفت و معاونتى از آنها ننمود . خلاصه برگرديم به آن جائى كه رشتهء سخن را قطع كرديم . عين الدوله وقايع امين السلطان را فراموش كرده مصصم گرديد كه سطوت و هيبت اهل علم را از ميان ببرد لذا طريق بدرفتارى را با علماء پيشنهاد خاطر كرد . دوستان و هواخواهان امين السلطان از قبيل اعتصام السلطنه پسر معير الممالك و معين حضور و غيره فرصت را غنيمت دانسته با اجزاى آقايان باب مراوده را بطور محرمانه مفتوح كرده و اظهار اتحاد و دوستى كردند و پيوسته اجزاء آقايان را محرك بودند ليكن بهانه و مستمسكى در دست نداشتند تا آنكه اجزاء انجمن مخفى بجناب آقا ميرزا مصطفى آشتيانى رسانيدند كه يك صفحه عكس مسيو نوز رئيس گمرك در اطاق امين السلطان است كه مسيو نوز در مجلس بال عكس برداشته درحالتيكه عمامه بسر و ردا بدوش انداخته اگر اين صفحه عكس بدست افتد مستمسكى بدست خواهد افتاد . جناب آقا ميرزا مصطفى فورا محمد تقيخان پيشكار امين السلطان را ديده صفحهء عكس را بدست آورد و آن را كپيه كرده صفحات عديده از آن برداشته و در ميان مردم منتشر ساخت بهانه و مستمسك بدست آقايان افتاد آقاى بهبهانى در بالاى منبر و در مجلس درس شايعه را عنوان فرمود طلاب علوم اطراف آقا را گرفته بناى داد و فرياد را گذاردند كه اين لباس مذهبى ما است اهانت به لباس مذهبى در هيچ مذهب روا نيست بالجمله اين مسئله در مجالس مطرح مذاكره گرديد لكن از رؤساء و علماء معدودى با آقاى بهبهانى همراهى نكردند . عين الدوله سرگرمى مظفر الدين شاه را به مسافرت فرنگ ديده . لذا شاه را حركت داده ببهانهء معالجه به آب معدنى و چند ماهى مشغول سير و گشت فرنگستان
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 139 | ناظم الاسلام كرمانى