تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بلند شد محبوسين كه در زير كند و زنجير بودند به خيال افتادند كه شايد ميخواهند ايشان را بكشند كه آقا شيخ يحيى كاشانى ملتفت اين نكته شده فورا خود را رسانيد به پشت پنجرهء مزبور و بمحبوسين گفت اين جماعت از زنجان آمده‌اند براى استخلاص شما حالت شما را كه ديده‌اند بىطاقت شده بر مظلوميت شما گريه ميكنند و اينك خبر بحكومت رسيده فراشباشى خود را فرستاده است كه شما را از زندان خلاص نمايند كه در اين اثناء فراشباشى رسيده يكى به يكى را تحويل جواد بيك ياور داد و قبض رسيد از او گرفت لكن لباس و عبا و عمامه را از آنها گرفتند كه رسم و عادت بر اين قرار گرفته است كه در وقت رها كردن محبوس بايد لباس و اسباب او را داد بزندانيان چه جاى آنكه اين لباس از اهل علم و سادات است براى تبرك و استشفاء لازم مىشود خلاصه اسامى آنها را نوشته و آنها را لخت و برهنه تحويل مأمورين جديد دادند و آنها را بردند به شهر خانهء سلطان العلماء اردبيل منزل داده سلطان العلماء دو شب از آنها به خوبى پذيرائى نمود از لباس و پول و اعانه جمع كردن براى ايشان كوتاهى نكرد بعد از آن سوارهاى زنجانى چهارده مال براى آقايان كرايه كرده بنهايت عزت و احترام آنها را حركت دادند منزل اول كه كورين قلعه باشد استقبال از واردين كردند شب را مجلس روضهء مفصلى برپا نمودند جهت را استفسار كردند گفتند وقتى كه شما را از اين‌جا گذر دادند بما گفتند كه شما لا مذهب ميباشيد ما چون سادات و اهل علم را در ميان شما ديديم با خداى خود عهد كرديم كه اگر شما لا مذهب باشيد كه ما ديگر روى شما را نه‌بينيم و اگر بىگناه و مسلمانيد آن روزى را كه خلاص شديد و بر ما وارد ، ما مجلس روضه را برپا داريم اينك بعهد خود وفا كرديم به همين قسم در همهء منازل از ايشان استقبال و احترام كردند تا دو فرسخى زنجان كه از آنجا خبر بحكومت دادند دويست نفر سوار با هشت عدد درشكه از طرف حكومت به استقبال آنها رفت مردم زنجان دكاكين را بستند علما و طلاب از آنها استقبال نموده با نهايت احترام و اعزاز ورود بر حكومت نمودند خود وزير همايون تا دم دروازه از آنها استقبال كرد اعتبار الدوله پنج گوسفند در جلو آنها قربانى كرد به اين حال وارد دار الحكومه شدند شيرينى و شربت صرف شد مقدم مهمانان را به خوبى تلقى نمودند . در شب اول وزير همايون آنها را مخيّر كرد بين ماندن در دار الحكومه يا رفتن در خانهء رشيد الدوله رئيس قشون زنجان بجهاتى چند توقف در نزد حكومت را صلاح نديدند و رفتند منزل رشيد الدوله علماء و ساير اصناف از ايشان ديدن كرده بعد از چند روز حكومت اعيان شهر را حاضر كرده و گفت اين جماعت از طلاب ميباشند صلاح نيست در منزل ديوانيان باشند اگر صلاح دانيد من وجهى مىدهم و شما در شهر منزلى براى ايشان بگيريد هفت نفر از اعيان زنجان متقبل شدند كه هريك دو نفر از آقايان را ببرند منزل خودشان و ايشان را بين خود تقسيم كردند . پنج ماه به همين منوال در منزل اعيان بودند وزير همايون نظر باينكه زودتر ايشان را آسوده و اعيان را از پذيرائى راحت كند متواليا با عين الدوله مكاتبه و مخابره مينمود و عين الدوله اجازهء خروج آنها را از زنجان نميداد تا اينكه در غرهء ماه صفر ( 1322 ) وزير همايون هزار عدد پنجهزارى زرد حاضر نمود و روانه داشت در نزد عين الدوله و نوشت محض سلامتى اعليحضرت اين جماعت را تصدق