مشار اليه در انجام امور عامه و . و . و . و . بنويسد آقا ميرزا ابراهيم جواب داد كه علماى عتبات و طهران او را بد دانسته و بر عليه او اقدام كردهاند من چگونه بر خلاف آنها چيزى بنويسم بالاخره بين حاكم و علماء فارس براى اين مسئله كدورت واقع شد در اصفهان آقاى نجفى همين جواب را به ظل السلطان داد و همان نتيجه را حاصل بخشيد تا منجر شد به آمدن حاج آقا نور اللّه برادر آقاى نجفى بطهران ورود حاج آقا نور اللّه بطهران مستمسكى بدست آقايان آمد و اجتماعاتشان علنى شد حكومت تبريز هم همين جواب را از علماى تبريز شنيد و نتيجهء جز كدورت نبخشيد چندى نگذشت كه عموم علماى ايران سرا و جهارا با امين السلطان عداوت ورزيده دشمنى خود را اعلام دادند رفتهرفته عرايض را بشاه رسانيدند اعليحضرت مظفر الدين شاه در اين خصوص با رجال دربار خود مشاورت نمود و فرمود من از عزل امين السلطان امتناعى ندارم جز اينكه گمان ميكنم اين عزل باعث انقلاب و اختلال ادارات گردد شاهزادهء عين الدوله و برادرش سپهسالار قول و اطمينان و بر طبقش نوشته دادند كه ادارات را به خوبى نگاه دارند .
بالاخره ميرزا على اصغر خان معزول و عين الدوله بوزارت عظمى منصوب و طولى نكشيد كه صدر اعظم بلكه اتابك اعظم گرديد .
( در ايران شغل صدر اعظمى بهترين مشاغل و لقب اتابك اعظمى بالاترين القاب است ) .
عين الدوله در ابتداى امر هواخواهان حريت را اميدوارى داد . روزنامهء حبل المتين را كه تا آن زمان ورودش به خاك ايران ممنوع بود اجازهء ورود داد ميرزا سيد حسن برادر مؤيد الاسلام را كه در محبس مباركآباد بود مرخص نمود شيخ يحيى كاشانى كه امروز نويسندهء روزنامه مجلس است و آن روز بگناه مقالات روزنامهء حبل المتين مأخوذ شده بود و در اردبيل محبوس بود از حبس خلاصى يافت لكن در همان اردبيل متوقف بود چه استطاعت آمدن بطهران در او نبود و گناهى جز بيدارى ايرانيان و ترويج از معارف نداشت و ما حالات اين اشخاص محترم را در اصل تاريخ مشروحا درج نمودهايم .
بارى عين الدوله صندوق ماليه را ترتيب داد و خرابى دربار را خواست اصلاح كند لكن جهالت و استبداد و تكبر اين شاهزاده كار را خرابتر نمود با حاج شيخ فضل اللّه متحد گرديده امورات شرعى و عرفى بلكه مملكتى را راجع بمحكمهء شيخ نورى كرد تا آنكه كار شيخ بالا گرفت و كارهاى عمده را صورت و انجام ميداد . حكومت بعض از ولايات عمده برحسب مشورت و تصويب شيخ نورى معين و برقرار ميشد مانند شوكت الملك حاكم قاينات كه شيخ نورى سى هزار تومان از او تعارف گرفت و از عين الدوله خواهش نمود كه حكومت قاينات و ارثيهء برادرش مرحوم شوكت الملك را به او واگذار و تفويض نمايد فورا تمناى او باجابت مقرون شد شيخ نورى شوكت الملك جديد را بخانهء خود دعوت نمود ببهانهء آنكه او را از عزاى برادرش بيرون آورد او را با خود بحمام سرخانه برده او را سر و كيسه كرده و حنائى به دستش ماليد او هم حوالهء سى هزار تومان در مسلخ حمام تقديم شيخ نمود چه بابت فروش قاينات و چه بابت ارثيهء برادرش و چه بابت حق الحكومه و به همين ميزان تقديمى هم براى عين الدوله گرفته شد اگرچه از پول حشمت الملك ناسخ به زودى صادر شد لكن عين الدوله پاسخ نداد .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص١٣١