تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
و اعليحضرت ( هومبرت ) بجاى پدر بر سرير سلطنت جلوس نمود آنمرحوم از طرف دولت ايران به سمت سفارت مخصوص براى ابلاغ تعزيت از فوت ويكتور امانوئل و تهنيت جلوس هومبرت مأمور دربار ايطاليا گرديده اين خدمت عمده را چنان كه بايد و شايد انجام داد پس از مراجعت زياده مورد اشفاق و الطاف ناصر الدين شاه شد . ادارهء دار الشوراى دولتى و وساطت تبليغ اوامر سلطنت بمجلس شورى نيز بعهدهء امانت و لياقت او مفوّض آمد . وزارت وظايف و اوقاف ممالك محروسه نيز در سال هزار و دويست و نود و هفت ( 1297 ) ارثا و استحقاقا ضميمهء ساير مشاغل و اعمال او گرديد . در سال هزار و دويست و نود و نه ( 1299 ) كه مراتب دانائى و كاردانائيش گوشزد خاص و عام و باتفاق دانشمندان خبير نمرهء اول سياسى عصر خود گرديد بلقب جليل امين الدوله ملقب گرديد و يؤما فيؤما صيت و آوازهء عقل و درايتش افزون شد تا آنكه در سال ( 1304 ) برياست مجلس وزراء و دار الشوراى كبرى كه اعظم مناصب دولتى بود منتخب گرديد . در اسفار ناصر الدين شاه بفرنگستان ملتزم ركاب و در دربار سلاطين و مجالس بزرگ رسمى به خوبى و شرف پذيرفته شد و روزبروز در ترقى بود تا آنكه كوكب نحوست ايرانيان از افق شرارت و تغلّب طلوع كرد و روزگار بناى كج رفتارى نهاد زمام امور جمهور بدست فرومايگان افتاد شارلاتانى رواجى وسيع يافت حيله و دسيسه و ايذاء مردمان بزرك مرسوم و معمول گشت هركس و ناكس تكيه برجاى بوذرجمهر و خواجه نظام الملك زدكار مملكت از نظم و ترتيب افتاد اين مرد معظم كه مستقبل حال و وخامت مآل را مشاهده نمود از امور افسرده و ملول گشته مداخله در مهام امور كمتر ميفرمود و جز در مواقع لازمه چندان بدربار نميرفت و به حال ملك و ملت افسوس مىخورد چندى بعد مسئلهء دخانيات و انقلاب آن ايام واقع شد كه نتيجهء طمع خودغرضان بود و احداث اختلاف بين ملت و دولت شد دانست كه مباشرت اين گونه پست‌نژادان چه نتيجه خواهد داد ناچار صبر و شكيبائى پيشه كرد و نظر بتكاليف و فرايض لازمهء وطنيه از قبيل احداث راه‌آهن و كارخانهء قندسازى و حفر چاه آرتيژان و غيره نفس را مشغوليتى خواست بدهد ولى دشمن دولت و ملت ايران بهر حيله كه دانست و هر وسيله كه توانست موانع فراهم نمود و اين گونه كارها را كه موجب ازدياد صنايع و ثروت وطن بود مخل گرديد . ناصر الدين شاه كه از عهد وزارت حاج ميرزا حسين خان سپهسالار عازم و جازم بر اجراء قوانين اساسيه بود امر نمود كه معزى اليه كتابچهء راجع بمواد قانون نوشته تا در موقع اجراء گذارده شود آنمرحوم كتابچه را بوجهى مرتب نمود كه دشمن و دوست بر علوّ مقام نويسنده و براعت و طول يد و وسعت افكار او مقرّ و معترف شدند در نزد اولياى امور و پادشاه مورد الطاف و اشفاق گرديد امر حتمى صادر شد كه موادّش در مقام اجرا آيد . آنكس كه هماره مانع ترقى وطن بود باغراض نفسانى و خيالات شيطانى انواع افائك و اكاذيب و اقسام مكر و تذوير به كار برد تا اين كار را برهم زد و بنيان اين اساس مقدس را به تيشهء بيداد خراب نمود . و نيز در همان اواخر ترتيب صحيحى براى نوشتجات شرعى و عرفى و تجارتى مقرر نموده بعرض