بقسمى ريشه دوانيده كه ريشهء خانوادهء چهار هزار ساله را كنده از ميان بردارد مجلس فراموشخانه قرار داد كه شايد مردم برادر و برابر و خيرخواه يكديگر بشوند بيچاره ندانست كه :
بدبخت اگر مسجد آدينه « 1 » بسازد * يا سقف فرود آيد و يا قبله كج آيد .
ايرانيهاى مبغض بدبخت حقيقى اين بيچارهء پاكباز را بكشتن دادند خدا نخواست نوعى به اعليحضرت پادشاه خدمات و پاكبازى او را خيانت قلم دادند كه مجبورا وطن عزيزش را كه واقعا بسيار دوست ميداشت و ولينعمت تاجدارش را زيادتر از وطنش ميخواست ترك داد و وداع گفته بغربت رفت انتهى .
از علم سيميا و شعبده بىاطلاع نبود يكى از دوستانش گفت ميرزا ملكم خان ناصر الدين شاه را كه طفلى بود مايل به اين بازىها ديد خواست او را مشغول سازد به اين امور عجيبه و غريبه و ضمنا مقاصد خود را اجراء دارد كه دست طبيعت بسينهء او زد و او را بممالك بعيده انداخت .
ميرزا ملكم خان زمانى كه در طهران بود از مرحوم آقا سيد صادق طباطبائى وقت ملاقات خواست و آنمرحوم وقت نميداد و بمسامحه ميگذرانيد و شايد ملاقات و مجالست ميرزا ملكم خان را بر خود حرام ميدانست .
تا اينكه در روزيكه مرحوم آقا سيد صادق بشميرانات رفتند در دربند بخانهء آقا سيد على دربندى ورود فرموده بود پيشخدمت خبر داد كه ميرزا ملكم خان حاضر و ربع ساعت وقت براى ملاقات حضرت آقا ميخواهد در اين هنگام خود ميرزا ملكم خان در روى مهتابى در مقابل حضرتش ديده شد كه حضرت آقا از پذيرائى ناگزير گرديده مشار اليه با حضرت حجة الاسلامى خلوت نمود و در را به روى اغيار بستند ربع ساعت وقت منجر به پنج شش ساعت گرديد در اين اثناء كرارا ميرزا ملكم خان عازم رفتن ميشد و حضرت آقا او را مانع ميگرديد مذاكرات آن دو را كسى ندانست لكن از آن روز حالات حجة الاسلام طهران به كلى تغيير نموده و در راه و مقصود ميرزا ملكم خان هم خود را داد و هم پسرش را از اينرو گويند مرحوم آقا سيد صادق و خلف عاليمقامش آقا ميرزا سيد محمد را نسبتى بود بفراماسون چنانچه از حالات و اقدامات حضرت آقاى آقا ميرزا سيد محمد طباطبائى ميتوان استنباط نمود كه اين رئيس بزرك اسلام را چه مسلكى و چه مقصودى در نظر است .
بارى ميرزا ملكم خان از خوب راهى وارد شد و منظور خود را بر وجه اتم و اكمل جارى ساخت چه منقلب كردن رئيس اسلام را با رسيدن به مقصود توأم ديد و آن مقدمات را نتيجه اين است كه مشهود ميگردد .
وديعهء ميرزا ملكم خان از مرحوم آقا سيد صادق به ارث رسيد بجناب آقا ميرزا سيد محمد و از ايشان بجناب آقا ميرزا محمد صادق مدير روزنامهء مجلس چنان كه در شرح حالات جناب آقا ميرزا محمد صادق ذكر خواهد شد ميرزا ملكم خان در خيال بود چند نفر از علماء و رؤساى ملت را هم منقلب
هامش
( 1 ) معروف آدينه با دال است و اين غلط مشهور است چه مسجد جمعه غلط است و مسجد جامع است جز آنكه آذينه با ذال خوانده شود يعنى محكم و مرتفع بعضى هم آگينه با كاف فارسى خواندهاند .