نمايد ديگر وقت و دشمن فرصت نداد و به همان يك نفر قناعت نمود .
در وقتى كه ملكم خان در پاىتخت ايطاليا مقيم بود پدرش ميرزا يعقوب خان در اسلامبول بدرود زندگانى گفت او را در مقبرهء ارامنه دفن كردند پس از اطلاع ميرزا ملكم خان از فوت پدر به اسلامبول رفته و نبش قبر پدرش را كرده او را بمقبرهء مسلمانان نقل داد .
يكى از معاصرين چنين نوشته است : مقام پرنس ملكم خان در ايران همان مقام ولتر و ژانژاك و لرد ويكتور هوگو است در ملت فرانسه و همان قسم كه ملت فرانسه به آن دانشمندان افتخار دارد ملت ايران هم به اين يگانه دانشمند مينازد و شاهد مدعاى ما همان كلمات حكيمانهء او است كه از او بيادگار مانده است و فرضا بعد از اينهم هزار نفر امثال او در وطن عزيز ما پيدا شود باز بمقتضاى الفضل للمتقدم فضيلت اوّليت او را ثابت است چرا كه در وقتى ساز تمدن آغاز نمود كه از هزار نفر يكنفر به اين مراتب آشنا نبود و كلمات او اثرى شايان در قلوب ايرانيان نمود و تا همين اواخر با ضعف مزاج و غلبهء شيخوخيت از انجام مأموريت خود از خدمت بعالم تربيت و تشييد مبانى آدميت خوددارى نكرد و مرد در حالتى كه نام گرامى او تا ابد زنده و آثارش تا قيامت پاينده است و ثبت است بر جريدهء عالم دوام او .
روزنامهء قانون و ساير نوشتجات ميرزا ملكم خان اقوى شاهديست بر فضل و دانش و وطندوستى و ملتپرستى او « 1 » .
در سال ( 1326 ) در رم پايتخت ايطاليا پس از آنكه وصيت نمود كه مرا برحسب آئين مسلمانان كفن و دفن كنيد بدرود زندگانى گفت و از اين دار فانى بدار باقى شتافت رحمة اللّه عليه .
نام نيكو گر بماند ز آدمى * به كزو ماند سراى زرنگار
يك پسر مسمى به فريدون و سه دختر از او بجا ماند پسرش جوانى دانشمند و از ارث پدر بىبهره نيست لكن اولاد روحانى آن مرحوم در ايران متعددند نوشتجات ميرزا ملكم خان لا تعدّ و لا تحصى است چون اكثر آنها طبع شده است لذا ما از درج آنها در اين موقع صرفنظر نموديم .
روزنامهء شرف در نمره 46 مورخه 1303 مينويسد جناب اشرف پرنس ميرزا ملكم خان ناظم الدوله سفير كبير دولت عليه ايران مقيم دربار دولت فخيمهء انگليس .
و از اين القاب مستفاد مىشود كه در بيست و شش سال قبل از اين ميرزا ملكم خان داراى مقامى بس عالى بوده و خدماتش منظور دولت بوده است .
شمس الكفاة بدر الثّقات بيداركنندهء ايرانيان مرحوم حاجى ميرزا عليخان امين الدوله كه دولت ايران را ركنى ركين و ملت را سرپرستى بزرگ بود در سنهء 1260 در طهران متولد شده پدرش مرحوم ميرزا محمد خان مجد الملك از خانوادههاى نجيب قديم ايران كه هميشه در خدمت دولت بودهاند .
هامش
( 1 ) اين لفظ ملتپرست در بين ايرانيان معمول است مثل لفظ شاهپرست و مراد از آن مبالغه در دوستى است و الا هيچ زمانى اهالى ايران ملتپرست و پادشاهپرست نبودهاند .